reproach

[ایالات متحده]/rɪˈprəʊtʃ/
[بریتانیا]/rɪˈproʊtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزنش; ننگ
vt. سرزنش کردن; توبیخ کردن
Word Forms
زمان گذشتهreproached
قسمت سوم فعلreproached
صفت یا فعل حال استمراریreproaching
جمعreproaches
شکل سوم شخص مفردreproaches

عبارات و ترکیب‌ها

beyond reproach

بی نقص

above reproach

بی نقص

جملات نمونه

This dirt is a reproach to the city.

این خاک، ننگ شهر است.

Such doings will reproach him.

چنین کارهایی او را سرزنش خواهد کرد.

The slums are a reproach to London.

حاشیه نشینی، ننگ لندن است.

Do not reproach yourself, it was not your fault.

خودت را سرزنش نکن، تقصیر تو نبوده است.

Your reproach cuts me to the heart.

سرزنش شما قلب من را می‌درد.

his wife reproached him with cowardice.

همسرش او را به خاطر ترس بودن سرزنش کرد.

his elegance is a living reproach to our slovenly habits.

وقار او سرزنش زنده ای برای عادت های نامرتب ماست.

She got a sharp reproach from her boss.

او از رئیسش یک سرزنش شدید دریافت کرد.

He gave Helen a look of bitter reproach.

او به هلن نگاهی سرشار از سرزنش تلخ انداخت.

critics of the administion reproached the president for his failure to tackle the deficiency.

منتقدان دولت رئیس جمهور را به دلیل ناتوانی در مقابله با کمبود سرزنش کردند.

We all suffer reproaches for the inadvertence of a few.

ما همگی به دلیل غفلت چند نفر مورد سرزنش قرار می‌گیریم.

His mother reproached him for his bad manners.

مادرش او را به خاطر بی‌ادبیش سرزنش کرد.

Torn between anger and self-reproach, he could hardly fall asleep.

در میان خشم و سرزنش خود، او به سختی توانست به خواب برود.

On p. 110… he reproaches Arminian theology because it does not see human nature itself as revelational.

در صفحه 110... او الهیات ارمنی را سرزنش می‌کند زیرا ذات انسان را به عنوان یک مکاشفه نمی‌بیند.

5.On abuse, on reproach, on calumny, it is easy to smile; but painful indeed, is the panegyric of those we contemn.

5. در برابر توهین، سرزنش و افترا، لبخند زدن آسان است؛ اما ستایش کسانی که تحقیر می‌کنیم، واقعاً دردناک است.

I will not dwell on, nor mourn over, our untimely decay, nor reproach my paleface brothers with hastening it as we too may have been somewhat to blame.

من در مورد زوال ناگهانی ما نخواهم ماند و بر آن سوگوار نخواهم شد، و برادران چهره رنگ پریده خود را به خاطر شتاب دادن به آن سرزنش نخواهم کرد، زیرا ما نیز تا حدودی مقصر بودیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید