bloodline

[ایالات متحده]/'blʌdlaɪn/
[بریتانیا]/'blʌdlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نسل یا خط خونی نیاکان یک حیوان، ارث یا مسیر خط خونی یک خانواده.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

royal bloodline

خون سلطنتی

pure bloodline

خون پاک

family bloodline

خون خانوادگی

ancestral bloodline

خون اجدادی

جملات نمونه

She comes from a long line of strong warriors with a proud bloodline.

او از نسل طولانی جنگجویان قوی با یک خط خون غیورمند می‌آید.

The royal family's bloodline can be traced back for centuries.

می‌توان ریشه خط خون خانواده سلطنتی را به قرن‌ها قبل ردیابی کرد.

It's important to know your family's bloodline for medical reasons.

دانستن خط خون خانواده خود به دلایل پزشکی مهم است.

The bloodline of thoroughbred horses is carefully documented.

خط خون اسب‌های اصیل به دقت مستند شده است.

She is proud of her noble bloodline and heritage.

او به خط خون اصیل و میراث خود افتخار می‌کند.

The bloodline of the ancient kings is said to have magical powers.

گفته می‌شود خط خون پادشاهان باستانی دارای قدرت‌های جادویی است.

The family's bloodline is known for producing talented artists.

خط خون خانواده به تولید هنرمندان با استعداد معروف است.

They believe that their bloodline gives them a special connection to the land.

آنها معتقدند که خط خون آنها ارتباط خاصی با زمین به آنها می‌دهد.

The bloodline of the ruling dynasty has remained unbroken for centuries.

خط خون سلسله حاکمه برای قرن‌ها دست نخورده باقی مانده است.

Legends say that the bloodline of the ancient gods still runs through their veins.

افسانه‌ها می‌گویند که خط خون خدایان باستانی هنوز در رگ‌های آنها جریان دارد.

نمونه‌های واقعی

I mean, hell, even your future bloodline.

منظورم اینه، لعنتی، حتی نسل آینده شما.

منبع: 2024 New Year Special Edition

But the long-term survival of this family's bloodline depends on Storm teaching his kids the family business.

اما بقای بلندمدت این خاندان به آموزش کسب و کار خانوادگی به فرزندان استورم بستگی دارد.

منبع: Wolf's Storm

Since then, no horses outside this lineage have been permitted to enter the bloodline. That's a problem.

از آن زمان، به هیچ اسبی اجازه ورود به این خط خونی داده نشده است. این یک مشکل است.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American January 2021 Collection

Klaus is a vampire borne of a werewolf bloodline.

کلاوس یک خون‌آشام زاده از خط خون گرگینه است.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

Then, to know that the bloodline would die with him...

سپس، دانستن اینکه این خط خونی با مرگ او از بین خواهد رفت...

منبع: English little tyrant

The younger Kim's meteoric rise likely fueled by her close brotherly bond and powerful Kim family bloodline.

ظهور سریع کیم جوان احتمالاً تحت تأثیر پیوند برادرانه نزدیک و خط خون قدرتمند خانواده کیم بوده است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Your bloodline goes back at least 4000 years, maybe much more.

خط خون شما حداقل به ۴۰۰۰ سال قبل باز می گردد، شاید بیشتر.

منبع: Hachi: A Dog's Tale (2009)

What does the Petrova bloodline have to do with Klaus?

خط خون پتروف با کلاوس چه ارتباطی دارد؟

منبع: The Vampire Diaries Season 2

Klaus is a vampire born of a werewolf bloodline.

کلاوس یک خون‌آشام زاده از خط خون گرگینه است.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

Klaus is a vampire born from a werewolf bloodline.

کلاوس یک خون‌آشام زاده از خط خون گرگینه است.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید