bloodsucker

[ایالات متحده]/ˈblʌdˌsʌkə(r)/
[بریتانیا]/ˈblʌdˌsʌkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودی که بر روی خون تغذیه می‌کند؛ یک هیرودین؛ بهره‌بردار از دیگران
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

economic bloodsucker

مکیدن خون اقتصادی

political bloodsucker

مکیدن خون سیاسی

corporate bloodsucker

مکیدن خون شرکتی

a real bloodsucker

یک خون آشام واقعی

vampire bloodsucker

خون آشام خون آشام

financial bloodsucker

مکیدن خون مالی

جملات نمونه

he's a real bloodsucker when it comes to money.

او وقتی صحبت از پول می‌شود، یک خون‌مکش واقعی است.

some people are just bloodsuckers in relationships.

بعضی از افراد فقط در روابط، خون‌مکش هستند.

the company was seen as a bloodsucker, draining resources.

شرکت به عنوان یک خون‌مکش دیده می‌شد که منابع را تخلیه می‌کرد.

he felt like a bloodsucker taking advantage of her kindness.

او احساس می‌کرد که با استفاده از مهربانی او، خون‌مکش است.

bloodsuckers like him only care about their own interests.

خون‌مکش‌هایی مثل او فقط به منافع خود اهمیت می‌دهند.

in the movie, the villain was portrayed as a bloodsucker.

در فیلم، شخصیت شرور به عنوان یک خون‌مکش به تصویر کشیده شده بود.

she called him a bloodsucker for always borrowing money.

او او را به خاطر قرض گرفتن پول همیشه، خون‌مکش نامید.

many view tax collectors as bloodsuckers of the economy.

بسیاری از افراد جمع‌آوری‌کنندگان مالیات را به عنوان خون‌مکش اقتصاد می‌بینند.

his bloodsucker tactics made him unpopular among peers.

تاکتیک‌های خون‌مکش او باعث شد که در بین همسالانش محبوب نباشد.

she felt like a bloodsucker after using her friends for favors.

او بعد از استفاده از دوستانش برای انجام امور، احساس کرد که خون‌مکش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید