| جمع | scroungers |
lazy scrounger
حالت تنبلی و خودخواهی
professional scrounger
خودخواهی حرفهای
scrounger mentality
ذهنیت خودخواهی
scrounger lifestyle
سبک زندگی خودخواهانه
scrounger behavior
رفتار خودخواهانه
common scrounger
خودخواه معمولی
scrounger friend
دوست خودخواه
scrounger type
نوع خودخواه
scrounger attitude
نگاه خودخواهانه
scrounger tactics
تاکتیکهای خودخواهانه
he's always been a scrounger, living off his friends.
او همیشه یک نانخور بوده، از دوستانش استفاده میکند.
don't be a scrounger; contribute to the group.
نانخور نباشید؛ به گروه کمک کنید.
she feels like a scrounger when she borrows money.
وقتی پول قرض میگیرد، احساس میکند که نانخور است.
scroungers often take advantage of others' generosity.
نانخورها اغلب از سخاوت دیگران سوء استفاده میکنند.
being a scrounger can damage your reputation.
نانخور بودن میتواند به شهرت شما آسیب برساند.
he was labeled a scrounger after constantly asking for favors.
بعد از درخواست مکرر برای انجام امور، او به عنوان نانخور شناخته شد.
scroungers rarely have their own resources.
نانخورها به ندرت منابع خود را دارند.
it's frustrating to deal with a scrounger in a project.
همکاری با یک نانخور در یک پروژه خسته کننده است.
she doesn't want to be seen as a scrounger among her peers.
او نمیخواهد در بین همسالانش به عنوان یک نانخور دیده شود.
he tried to change his ways and stop being a scrounger.
او سعی کرد روشهای خود را تغییر دهد و از نانخوری دست بردارد.
lazy scrounger
حالت تنبلی و خودخواهی
professional scrounger
خودخواهی حرفهای
scrounger mentality
ذهنیت خودخواهی
scrounger lifestyle
سبک زندگی خودخواهانه
scrounger behavior
رفتار خودخواهانه
common scrounger
خودخواه معمولی
scrounger friend
دوست خودخواه
scrounger type
نوع خودخواه
scrounger attitude
نگاه خودخواهانه
scrounger tactics
تاکتیکهای خودخواهانه
he's always been a scrounger, living off his friends.
او همیشه یک نانخور بوده، از دوستانش استفاده میکند.
don't be a scrounger; contribute to the group.
نانخور نباشید؛ به گروه کمک کنید.
she feels like a scrounger when she borrows money.
وقتی پول قرض میگیرد، احساس میکند که نانخور است.
scroungers often take advantage of others' generosity.
نانخورها اغلب از سخاوت دیگران سوء استفاده میکنند.
being a scrounger can damage your reputation.
نانخور بودن میتواند به شهرت شما آسیب برساند.
he was labeled a scrounger after constantly asking for favors.
بعد از درخواست مکرر برای انجام امور، او به عنوان نانخور شناخته شد.
scroungers rarely have their own resources.
نانخورها به ندرت منابع خود را دارند.
it's frustrating to deal with a scrounger in a project.
همکاری با یک نانخور در یک پروژه خسته کننده است.
she doesn't want to be seen as a scrounger among her peers.
او نمیخواهد در بین همسالانش به عنوان یک نانخور دیده شود.
he tried to change his ways and stop being a scrounger.
او سعی کرد روشهای خود را تغییر دهد و از نانخوری دست بردارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید