blowiest

[ایالات متحده]/bləʊˈiːst/
[بریتانیا]/bloʊˈiːst/

ترجمه

adj.بیشترین بادگیر یا در معرض بادهای شدید

عبارات و ترکیب‌ها

the blowiest day

روز عجیب‌ترین

جملات نمونه

the blowiest winds often come in the spring.

بادهای شدید اغلب در بهار می‌وزند.

she described the blowiest moments of her life.

او لحظات شدید زندگی‌اش را توصیف کرد.

the blowiest days can be challenging for sailors.

روزهای شدید می‌توانند برای دریانوردان چالش‌برانگیز باشند.

he enjoyed the blowiest part of the roller coaster.

او از قسمت شدید رولرکستر لذت برد.

the blowiest sections of the race were the hardest.

سخت‌ترین بخش‌های مسابقه، بخش‌های شدید بودند.

during the blowiest season, trees sway dramatically.

در طول فصل شدید، درختان به طور چشمگیری تاب می‌خورند.

they planned their picnic on the blowiest day.

آنها پیک‌نیک خود را در شدیدترین روز برنامه‌ریزی کردند.

the blowiest moments brought excitement to the event.

لحظات شدید، هیجان را به رویداد آوردند.

she laughed during the blowiest part of the performance.

او در طول قسمت شدید اجرا خندید.

he captured the blowiest scenes with his camera.

او صحنه‌های شدید را با دوربین خود ثبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید