bludgeoner

[ایالات متحده]/ˈblʌdʒənər/
[بریتانیا]/blʌdʒˈənər/

ترجمه

n. فردی که از چماق به عنوان سلاح استفاده می‌کند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

bludgeoner of dreams

خون‌بهاى رویاها

armed bludgeoner

بلانجِر مسلح

fearsome bludgeoner

بلانجِر ترسناک

ruthless bludgeoner

بلانجِر بی‌رحم

intimidating bludgeoner

بلانجِر دلهره‌آور

the bludgeoner's weapon

سلاح بلانجِر

bludgeoner of truth

خون‌بهاى حقیقت

legendary bludgeoner

بلانجِر افسانه‌ای

the ultimate bludgeoner

بلانجِر نهایی

جملات نمونه

the bludgeoner attacked without warning.

اجا به طور غیرمنتظره حمله کرد.

he was known as a bludgeoner in the underground scene.

او به عنوان یک بلادژونر در صحنه زیرزمینی شناخته می شد.

the bludgeoner used a heavy object to intimidate others.

بلادژونر از یک شیء سنگین برای ترساندن دیگران استفاده کرد.

witnesses described the bludgeoner as a tall figure.

شهود بلادژونر را به عنوان یک شخص قد بلند توصیف کردند.

the police are searching for the bludgeoner.

پلیس به دنبال بلادژونر است.

he acted like a bludgeoner, using force to get his way.

او مانند یک بلادژونر رفتار می کرد و برای رسیدن به خواسته خود از زور استفاده می کرد.

the bludgeoner left the scene quickly after the attack.

بلادژونر بعد از حمله به سرعت صحنه را ترک کرد.

it was a brutal crime committed by a bludgeoner.

این یک جنایت وحشیانه بود که توسط یک بلادژونر انجام شد.

the bludgeoner was finally apprehended by the authorities.

بلادژونر سرانجام توسط مقامات دستگیر شد.

they found evidence linking the bludgeoner to the crime.

آنها شواهدی پیدا کردند که بلادژونر را به این جرم مرتبط می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید