brute

[ایالات متحده]/bruːt/
[بریتانیا]/bruːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر منطقی؛ بی رحم
n. حیوان؛ شخص بی رحم
Word Forms
جمعbrutes

عبارات و ترکیب‌ها

brute force

زور اجبار

brute strength

قدرت بدنی

جملات نمونه

a great brute of a machine.

یک ماشین بزرگ و وحشی.

a brute struggle for social superiority.

یک مبارزه وحشیانه برای برتری اجتماعی.

animal instincts and desires.See Synonyms at brute

غریزه و خواسته های حیوانی. برای یافتن مترادف ها به brute مراجعه کنید.

we achieve little by brute force.

ما با زور و خشونت کم به دست می‌آوریم.

the brute necessities of basic subsistence.

نیازهای اساسی بقا

He is a brute to his children.

او نسبت به فرزندانش وحشی است.

was driven to steal food through brute necessity.

به دلیل ضرورت وحشیانه، مجبور به دزدی غذا شد.

what an unfeeling little brute you are.

چه آدم وحشی و بی‌احساس کوچکی هستی.

This misshapen ogrelike brute has taut flesh with a claylike texture.

این موجود وحشی شکل و بدفرم با پوستی سفت و بافت خاک مانند دارد.

The security of encryption algorithms depends heavily on the computational infeasibility of brute force attack.

امنیت الگوریتم های رمزگذاری به شدت به عدم امکان محاسباتی حمله brute force بستگی دارد.

Man has struggled long against the brute forces of nature.

انسان مدت طولانی با نیروهای وحشی طبیعت مبارزه کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید