a bludgeoning weapon
یک سلاح کوبنده
bludgeoning criticism
انتقاد کوبنده
a bludgeoning argument
یک استدلال کوبنده
bludgeoning progress
پیشرفت کوبنده
avoid bludgeoning tactics
از تاکتیک های کوبنده اجتناب کنید
the detective found evidence of bludgeoning in the crime scene.
مامور ویژه شواهدی از کوبیدن در صحنه جرم پیدا کرد.
bludgeoning someone is a serious crime.
کوبیدن کسی یک جرم جدی است.
the victim suffered from bludgeoning injuries.
قربانی از آسیبهای ناشی از کوبیدن رنج میبرد.
the news reported a case of bludgeoning in the city.
اخبار موردى از کوبیدن در شهر را گزارش کرد.
he was charged with bludgeoning after the altercation.
پس از درگیری، او به اتهام کوبیدن دستگیر شد.
witnesses described the bludgeoning as brutal.
شهود آن را به عنوان کوبیدن وحشیانه توصیف کردند.
the police are investigating a bludgeoning incident.
پلیس در حال تحقیق در مورد حادثه کوبیدن است.
bludgeoning can cause severe trauma to the victim.
کوبیدن میتواند باعث آسیب شدید به قربانی شود.
they found a bludgeoning weapon at the scene.
آنها یک سلاح کوبنده در صحنه پیدا کردند.
he narrowly escaped a bludgeoning attack.
او به طرز خطرناکی از یک حمله کوبنده جان سالم به در برد.
a bludgeoning weapon
یک سلاح کوبنده
bludgeoning criticism
انتقاد کوبنده
a bludgeoning argument
یک استدلال کوبنده
bludgeoning progress
پیشرفت کوبنده
avoid bludgeoning tactics
از تاکتیک های کوبنده اجتناب کنید
the detective found evidence of bludgeoning in the crime scene.
مامور ویژه شواهدی از کوبیدن در صحنه جرم پیدا کرد.
bludgeoning someone is a serious crime.
کوبیدن کسی یک جرم جدی است.
the victim suffered from bludgeoning injuries.
قربانی از آسیبهای ناشی از کوبیدن رنج میبرد.
the news reported a case of bludgeoning in the city.
اخبار موردى از کوبیدن در شهر را گزارش کرد.
he was charged with bludgeoning after the altercation.
پس از درگیری، او به اتهام کوبیدن دستگیر شد.
witnesses described the bludgeoning as brutal.
شهود آن را به عنوان کوبیدن وحشیانه توصیف کردند.
the police are investigating a bludgeoning incident.
پلیس در حال تحقیق در مورد حادثه کوبیدن است.
bludgeoning can cause severe trauma to the victim.
کوبیدن میتواند باعث آسیب شدید به قربانی شود.
they found a bludgeoning weapon at the scene.
آنها یک سلاح کوبنده در صحنه پیدا کردند.
he narrowly escaped a bludgeoning attack.
او به طرز خطرناکی از یک حمله کوبنده جان سالم به در برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید