boastful

[ایالات متحده]/'bəʊstfʊl/
[بریتانیا]/'bostfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خودستایانه; لاف‌زن; متکبر

جملات نمونه

He is always boastful about his accomplishments.

او همیشه در مورد دستاوردهای خود متکبر است.

She is known for being boastful and exaggerating her abilities.

او به خاطر متکبر بودن و اغراق در مورد توانایی هایش شناخته شده است.

His boastful attitude often puts people off.

حرف های متکبرانه او اغلب باعث بی رغبتی مردم می شود.

Don't be so boastful, let your work speak for itself.

اینقدر متکبر نباشید، اجازه دهید کار شما صحبت کند.

Her boastful claims were quickly debunked by experts.

ادعاهای متکبرانه او به سرعت توسط کارشناسان رد شد.

He tends to be boastful when he's trying to impress someone.

وقتی سعی می کند کسی را تحت تاثیر قرار دهد، او معمولاً متکبر است.

The company's boastful advertisements didn't reflect the actual quality of their products.

تبلیغات متکبرانه شرکت نشان دهنده کیفیت واقعی محصولات آنها نبود.

She couldn't stand his boastful behavior at the party.

او نمی توانست رفتار متکبرانه او را در مهمانی تحمل کند.

Despite his boastful claims, he failed to deliver on his promises.

با وجود ادعاهای متکبرانه او، نتوانست به وعده های خود عمل کند.

His boastful nature often leads to conflicts with others.

طبع متکبرانه او اغلب منجر به درگیری با دیگران می شود.

نمونه‌های واقعی

Yes, you don't want to sound like you're boastful or conceited.

بله، نمی‌خواهید مثل کسی به نظر برسید که خودشیفته یا متکبر است.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

" Never, " said Dumbledore. " He gave, as I say, a full and boastful confession."

«هرگز،» دامبلدور گفت. «همانطور که می‌گویم، یک اعتراف کامل و خودخواهانه داد.»

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Love is patient; love is kind; love is not envious or boastful or arrogant or rude.

عشق صبور است؛ عشق مهربان است؛ عشق حسود یا خودخواه یا متکبر یا بی‌ادب نیست.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

I mean this is gonna seem sort of boastful.

منظورم اینه که ممکنه کمی خودخواهانه به نظر برسه.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities

I began this address claiming that I know something about courage, a bold claim perhaps, but not a boastful one.

من این سخنرانی را با این ادعا شروع کردم که در مورد شجاعت چیزی می‌دانم، شاید ادعای جسورانه، اما نه خودخواهانه.

منبع: Celebrity Speech Compilation

But to the shock of almost everyone, at least part of Sater's boastful email turned into reality: Trump's victory.

اما به شگفتی تقریباً همه، حداقل بخشی از ایمیل خودخواهانه ساتر به واقعیت تبدیل شد: پیروزی ترامپ.

منبع: Newsweek

It was brought about by a conversation in the Eldorado Saloon, in which men waxed boastful of their favorite dogs.

این موضوع توسط مکالمه ای در سالن السدورادو ایجاد شد، جایی که مردان به طور خودخواهانه در مورد سگ های مورد علاقه خود صحبت می کردند.

منبع: The Call of the Wild

The monkeys were still giving boastful speeches.

میمون‌ها هنوز در حال ایراد سخنرانی‌های خودخواهانه بودند.

منبع: The Jungle Book

'Kind, friendly-not very clever, perhaps, and sometimes he's just a little bit boastful, but he's a good fellow really. '

«مهربان، دوستانه - شاید خیلی باهوش نباشد، و گاهی اوقات کمی خودخواه است، اما واقعاً آدم خوبی است.»

منبع: The Wind in the Willows

He was vain and ostentatious, intemperate and boastful.

او مغرور و متکبر، بی‌منطق و خودخواه بود.

منبع: Magician

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید