bobbins

[ایالات متحده]/ˈbɒbɪnz/
[بریتانیا]/ˈbɑːbɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بوبین؛ قرقره‌ها برای نخ یا سیم؛ یک قاب حلقه‌ای شکل که برای نگه داشتن یک سیم‌پیچ یا کابل استفاده می‌شود؛ هسته‌ی سیم‌پیچ ترانسفورماتور

عبارات و ترکیب‌ها

winding bobbins

پیچیدن قرقره‌ها

replace the bobbins

تعویض قرقره‌ها

empty bobbins

قرقره‌های خالی

bobbin winder

دستگاه پیچ قرقره

check the bobbins

بررسی قرقره‌ها

bobbins and spools

قرقره‌ها و قرقره‌های بزرگ

جملات نمونه

she organized the bobbins neatly in the drawer.

او قرقره‌ها را به طور مرتب در کشو مرتب کرد.

the seamstress selected colorful bobbins for her project.

خیاط، قرقره‌های رنگارنگ را برای پروژه‌اش انتخاب کرد.

we need to buy more bobbins for the sewing machine.

ما باید قرقره‌های بیشتری برای دستگاه خیاطی بخریم.

he was fascinated by the different types of bobbins.

او مجذوب انواع مختلف قرقره‌ها بود.

she threaded the bobbins carefully before starting.

او قبل از شروع، قرقره‌ها را با دقت نخ کرد.

the factory produces a variety of bobbins for different machines.

کارخانه انواع مختلف قرقره‌ها را برای ماشین‌های مختلف تولید می‌کند.

bobbin lace requires special bobbins for intricate designs.

ساربان‌دوزی به قرقره‌های خاص برای طرح‌های پیچیده نیاز دارد.

she always keeps extra bobbins in her sewing kit.

او همیشه قرقره‌های اضافی را در کیت خیاطی خود نگه می‌دارد.

bobbin winding is an essential step in sewing.

پیچیدن قرقره‌ها یک مرحله ضروری در خیاطی است.

he taught her how to change the bobbins in the machine.

او به او یاد داد که چگونه قرقره‌ها را در دستگاه عوض کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید