reel

[ایالات متحده]/riːl/
[بریتانیا]/riːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه استوانه‌ای که بر روی آن چیزها پیچیده می‌شوند، مانند نخ یا فیلم
vt. چیزی را بر روی یک قرقره بپیچید
vi. لنگ‌لنگان رفتن یا تاب خوردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریreeling
جمعreels
قسمت سوم فعلreeled
زمان گذشتهreeled
شکل سوم شخص مفردreels

عبارات و ترکیب‌ها

fishing reel

چرخ ماهیگیری

film reel

حلقه فیلم

reel of tape

reel of tape

reel of yarn

reel of yarn

reel of thread

reel of thread

reel of cable

reel of cable

reel of hose

reel of hose

reel in

reel in

hose reel

رول شلنگ

reel off

reel off

off the reel

off the reel

tape reel

tape reel

جملات نمونه

a reel of tape.

یک رول نوار

reel in a large fish.

ماهی بزرگ را قلاب کنید.

a reel of copper wire.

یک حلقه سیم مسی

reel like a drunken man

مثل یک مرد مست تاب بخورد.

reeled from the sharp blow.

از ضربه شدید عقب نشینی کرد.

reeled down the alley.

در امتداد کوچه چرخید.

gulls reeling and diving.

چلغون‌ها در حال چرخیدن و شیرجه زدن هستند.

His mind was reeling at the shock.

ذهنش از شوک به هم ریخت.

he struck, and reeled in a good perch.

او ضربه زد و یک پُرچ خوب را قلاب کرد.

the two reeled out of the bar arm in arm.

آن دو از بار در حالی که دست در دست هم بودند بیرون رفتند.

he reeled into the house as the door yielded.

او در حالی که در باز می شد به داخل خانه سر خورد.

His mind reeled at the news.

ذهنش با شنیدن این خبر به هم ریخت.

Everything reeled before his eyes.

همه چیز در مقابل چشمانش به هم ریخت.

My head reeled with the facts and figures.

با حقایق و ارقام سرم گیج رفت.

the Prime Minister was reeling from a savaging inflicted in the Commons.

نخست‌وزیر از حمله‌ای که در پارلمان انجام شد، شوکه شده بود.

the plastic reel allows the line to run free as it spools out.

رول پلاستیکی به نخ اجازه می دهد تا آزادانه خارج شود.

reeled off a long list of names and dates.

لیستی طولانی از نام ها و تاریخ ها را بیان کرد.

Ovalisation at maximum bending strain in the small scale reeling tests was not measured.

بیضی شکل در حداکثر تنش خمشی در تست های کوچک مقیاس سیم پیچی اندازه گیری نشد.

Baker's rod is splintered, and Mond's reel is out of fix.

میله نانوایی شکسته است و چرخ ماهیگیری مند از کار افتاده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید