bodily

[ایالات متحده]/ˈbɒdɪli/
[بریتانیا]/ˈbɑːdɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که کل بدن را شامل می‌شود؛ شخصی؛ به صورت فیزیکی
adj. مربوط به بدن؛ فیزیکی.

عبارات و ترکیب‌ها

bodily harm

آسیب جسمی

bodily functions

توابع بدن

bodily fluids

ترشحات بدن

bodily injury

آسیب بدنی

bodily sensations

احساسات بدنی

bodily form

فرم بدن

جملات نمونه

bodily but not mentally present.

بدنی اما نه از نظر ذهنی

God is not present in bodily form.

خدا در شکل جسمانی حاضر نیست.

children learn to control their bodily functions.

کودکان یاد می‌گیرند که عملکردهای بدنی خود را کنترل کنند.

he hauled her bodily from the van.

او را به طور کامل از داخل ون بیرون کشید.

he launched himself bodily to the door.

او با تمام وجود به سمت در هجوم برد.

I was losing control of my bodily functions.

من کنترل عملکردهای بدنی خود را از دست می‌دادم.

grievous bodily harm (hereinafter GBH).

آسیب جسمی شدید (در اینجا GBH).

carried the child bodily from the room.

او کودک را به طور کامل از اتاق بیرون برد.

Some drugs can cause the inhibition of normal bodily activity.

برخی داروها می‌توانند باعث مهار فعالیت بدنی طبیعی شوند.

Qingdao is a resort efficacious for a variety of bodily ills.

Qingdao یک استراحتگاه موثر برای انواع بیماری‌های جسمی است.

He likes to be sure of his bodily comforts.

او دوست دارد از راحتی‌های بدنی خود مطمئن باشد.

The audience rose bodily to cheer the hero.

تماشاگران به طور کامل برای تشویق قهرمان از جا برخاستند.

The man we thought dead walked bodily into the room.

مردی که فکر می‌کردیم مرده، به طور کامل وارد اتاق شد.

You can contract Aids if your bodily fluids come into contact with the bodily fluids of someone else who is infected with HIV.

شما می‌توانید در صورتی که مایعات بدن شما با مایعات بدن فرد دیگری که به HIV آلوده است، تماس داشته باشد، HIV بگیرید.

Each of the bodily organs has its own specific (al) function.

هر یک از اندام‌های بدن عملکرد خاص (al) خود را دارد.

He was charged with maliciously inflicting grievous bodily harm.

او به عمد وارد کردن آسیب جسمی شدید متهم شد.

the view of what constitutes perfect bodily proportions changes from one generation to the next.

دیدگاه در مورد اینکه چه چیزی تشکیل دهنده تناسبات بدنی کامل است، از نسلی به نسل دیگر تغییر می‌کند.

Fortunately, his head injuries left his bodily functions unimpaired.

خوشبختانه، آسیب‌های سرش عملکرد بدنی او را مختل نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید