boggy

[ایالات متحده]/'bɔɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی تعداد زیادی باتلاق

عبارات و ترکیب‌ها

boggy ground

زمین لجن آلود

جملات نمونه

the land was drained and the boggy ground reclaimed.

زمین تخلیص شد و زمین لجن‌دار بازسازی شد.

The boggy ground made it difficult to walk through the marsh.

زمین لجن‌دار عبور از مرداب را دشوار می‌کرد.

The hikers had to navigate through the boggy terrain carefully.

گردشگران باید با دقت از میان زمین ناهموار و لجن‌دار عبور می‌کردند.

The farmer's fields became boggy after heavy rain.

زمین‌های کشاورز پس از باران شدید لجن‌آلود شدند.

She sank into the boggy mud up to her knees.

او تا زانو در گل ولای لجن‌دار فرو رفت.

The boggy soil was not suitable for planting crops.

خاک لجن‌دار برای کاشت محصولات مناسب نبود.

The boggy conditions caused the car to get stuck in the mud.

شرایط لجن‌دار باعث شد ماشین در گل گیر کند.

The boggy marsh was home to many different species of birds.

حراچه لجن‌دار زیستگاه بسیاری از گونه‌های مختلف پرندگان بود.

The children enjoyed jumping in the boggy puddles after the rain.

کودکان از پریدن در گودال‌های لجن‌دار پس از باران لذت بردند.

The path through the forest was boggy and slippery, making it a challenging hike.

مسیر جنگلی لجن‌دار و لغزنده بود و آن را به یک پیاده‌روی چالش‌برانگیز تبدیل می‌کرد.

The boggy ground squelched underfoot as they walked through the wetlands.

زمین لجن‌دار زیر پا صدا می‌داد، زیرا آن‌ها از میان مناطق ساحلی عبور می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید