bogus

[ایالات متحده]/ˈbəʊɡəs/
[بریتانیا]/ˈboʊɡəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تقلبی، جعلی، ساختگی

جملات نمونه

a bogus insurance claim.

یک ادعای بیمه دروغ

he was a bogus worker of miracles.

او یک کارگر دروغگو بود که معجزه می‌کرد.

She was fooled by his bogus identity card.

او فریب کارت شناسایی جعلی او را خورد.

The telegram turned out to have been bogus.

تگ‌رام در نهایت جعلی از کار درآمد.

a bogus social worker conned her way into the pensioner's home.

یک مددکار اجتماعی دروغگو به طرز فریبنده‌ای وارد خانه بازنشسته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید