bondage

[ایالات متحده]/ˈbɒndɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈbɑːndɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بودن در حالت بردگی; وضعیت برده شدن یا محصور بودن.
Word Forms
جمعbondages

جملات نمونه

young women lost to the bondage of early motherhood.

زنان جوانی که قربانی مادری زود هنگام شده اند.

He is in bondage to his ambition.

او در بند جاه‌طلبی خود است.

They aim to deliver the people who are in bondage to superstitious belief.

آنها هدفشان رهایی مردمی است که در بند باورهای خرافی هستند.

This paper provides synthesizer's heat exchanger area design method of additive mothballing wall temperature bondage condition in analysed corrosion mechanism of hydrogen chloride synthesizer.

این مقاله روش طراحی سطح مبدل حرارتی سنت سایزر را در شرایط بند نگه داشتن دمای دیواره افزودنی با بررسی مکانیسم خوردگی کلرید هیدروژن ارائه می دهد.

In that shoreless ocean, at thy silently listening smile my songs would swell in melodies, free as waves, free from all bondage of words.

در آن اقیانوس بی ساحل، در لبخند خاموش و شنوندة تو، آهنگ های من به ملودی ها تبدیل می شدند، آزاد مانند امواج، آزاد از هر بند کلمه.

The prisoner was held in bondage for years.

زندانی سالها در بند اسارت بود.

Many people struggle to break free from financial bondage.

بسیاری از مردم برای رهایی از بند مالی تلاش می کنند.

She felt a deep emotional bondage to her family.

او احساس وابستگی عاطفی عمیقی به خانواده خود داشت.

He struggled with the bondage of addiction for years before seeking help.

او سالها با بند اعتیاد دست و پنجه نرم کرد تا اینکه به دنبال کمک رفت.

The political leader used fear to keep the population in bondage.

رهبر سیاسی از ترس برای اسیر نگه داشتن مردم استفاده کرد.

The artist found freedom in expressing herself through her art, breaking free from mental bondage.

هنرمند در بیان خود از طریق هنر آزادی را یافت و از بند ذهنی رها شد.

نمونه‌های واقعی

More than once he tried to escape bondage.

او بارها سعی کرد از بردگی فرار کند.

منبع: Encyclopædia Britannica

Will you deliver Spain from bondage?

آیا اسپانیا را از بردگی رها خواهید کرد؟

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

" He never regarded such behavior as a rational response to bondage, " Chernow noted.

منبع: Newsweek

This California girl at 60 started working in Nepal to save young girls from domestic bondage.

این دختر کالیفرنیا در سن 60 سالگی شروع به کار در نپال کرد تا دختران جوان را از بردگی خانگی نجات دهد.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Survivors like the now deceased Jennifer taught me that brutal bondage does not happen far away.

نجيبان مانند جنيفر که متاسفانه فوت کرده است، به من آموختند که بردگی وحشیانه در مكان‌های دوردست اتفاق نمی‌افتد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

We gonna free you from those bondages, just no problem, gotta be a key around here.

ما شما را از آن بردگی‌ها آزاد خواهیم کرد، مشکلی نیست، حتماً کلیدی در اینجا وجود دارد.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

So what humanity is suffering and confused about is not their bondage.

بنابراین آنچه باعث رنج و سردرگمی بشر شده، بردگی آنها نیست.

منبع: Complete English Speech Collection

The term modern slavery may include debt bondage, forced marriage and sexual exploitation.

عبارت برده‌داری مدرن ممکن است شامل بردگی بدهی، ازدواج اجباری و استثمار جنسی باشد.

منبع: VOA Special June 2016 Collection

It's just that they haven't yet learned how to escape their bondage.

فقط این است که آنها هنوز یاد نگرفته‌اند چگونه از بردگی خود فرار کنند.

منبع: "Dune" audiobook

Bondage or inner freedom from external conditions.

بردگی یا آزادی درونی از شرایط بیرونی.

منبع: The Power of Now

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید