boner

[ایالات متحده]/ˈbəʊnər/
[بریتانیا]/ˈboʊnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اشتباه احمقانه یا خجالت‌آور؛ نعوظ آلت تناسلی.
Word Forms
جمعboners

عبارات و ترکیب‌ها

have a boner

placeholder

boner killer

placeholder

boner alert

placeholder

get a boner

placeholder

a sudden boner

placeholder

boner jokes

placeholder

cure for boners

placeholder

boner pill

placeholder

جملات نمونه

he got a boner during the movie.

او در حین تماشای فیلم دچار نعوظ شد.

she noticed his unexpected boner.

او متوجه نعوظ ناگهانی او شد.

it was embarrassing to have a boner in public.

داشتن نعوظ در ملاء عام خجاحت آور بود.

he tried to hide his boner with a jacket.

او سعی کرد نعوظ خود را با یک ژاکت پنهان کند.

they laughed when he got a boner.

وقتی او دچار نعوظ شد، آنها خندیدند.

his boner was hard to ignore.

نعوظ او قابل چشم پوشی نبود.

she teased him about his boner.

او او را به خاطر نعوظش مسخره کرد.

having a boner can be quite distracting.

داشتن نعوظ می تواند بسیار حواس پرتی باشد.

he felt embarrassed by his sudden boner.

او از نعوظ ناگهانی خود خجالت کشید.

they joked about his unexpected boner.

آنها در مورد نعوظ ناگهانی او شوخی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید