bonkers

[ایالات متحده]/ˈbɒŋkərz/
[بریتانیا]/ˈbɑːŋkər z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیوانه، جنون‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

bonkers about

در مورد دیوانه وار

going bonkers

دیوانه شدن

bonkers idea

ایده دیوانه وار

completely bonkers

کاملاً دیوانه وار

out of bonkers

خارج از دیوانگی

spend bonkers money

هزینه کردن پول دیوانه وار

bonkers for you

دیوانه وار برای شما

that's bonkers!

این دیوانه کننده است!

جملات نمونه

that movie was absolutely bonkers!

آن فیلم کاملاً دیوانه کننده بود!

he went bonkers when he heard the news.

وقتی خبر را شنید، دیوانه شد.

her ideas are often a bit bonkers but creative.

ایده‌های او اغلب کمی دیوانه‌وار اما خلاقانه هستند.

i'm feeling bonkers after that long meeting.

بعد از آن جلسه طولانی احساس دیوانگی می‌کنم.

they threw a bonkers party last weekend.

آنها آخر هفته گذشته یک مهمانی دیوانه برگزار کردند.

the weather has been bonkers lately.

هوا اخیراً عجیب و غریب شده است.

don't go bonkers over small mistakes.

بر سر اشتباهات کوچک دیوانه نشوید.

she has a bonkers sense of humor.

او حس شوخ طبعی دیوانه دارد.

his bonkers antics always make me laugh.

رفتارهای دیوانه وار او همیشه من را می خنداند.

it's bonkers how quickly technology changes.

عجیب است که فناوری چقدر سریع تغییر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید