booger

[ایالات متحده]/ˈbuːɡər/
[بریتانیا]/ˈbʊɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخاط خشک شده از بینی.
شکل‌های واژه
جمعboogers

عبارات و ترکیب‌ها

pick your booger.

انتخاب کردن مخاط بینی.

blow your boogers.

دمیدن به مخاط بینی.

wipe your booger.

پاک کردن مخاط بینی.

جملات نمونه

he picked his nose and found a booger.

او بینی خود را کند و یک غده بینی پیدا کرد.

children often have boogers when they are sick.

بچه ها اغلب وقتی مریض هستند غده بینی دارند.

she used a tissue to wipe away the booger.

او از دستمال کاغذی برای پاک کردن غده بینی استفاده کرد.

his booger was stuck to his finger.

غده بینی او به انگشتش چسبیده بود.

it's not polite to talk about boogers in public.

صحبت کردن در مورد غده بینی در ملاء عام مؤدبانه نیست.

she laughed when she saw the booger on his face.

وقتی غده بینی را روی صورتش دید، خندید.

he always has a booger when he wakes up.

وقتی از خواب بیدار می شود همیشه غده بینی دارد.

boogers can be a sign of allergies.

غده بینی می تواند نشانه ای از آلرژی باشد.

she jokingly called him the "booger king."

او به شوخی او را "پادشاه غده بینی" نامید.

he tried to hide his booger during the meeting.

او سعی کرد غده بینی خود را در طول جلسه پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید