finger

[ایالات متحده]/'fɪŋgə/
[بریتانیا]/'fɪŋɡɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قسمت باریک و مفصلی از دست که برای اشاره یا لمس استفاده می‌شود
Word Forms
قسمت سوم فعلfingered
جمعfingers
شکل سوم شخص مفردfingers
زمان گذشتهfingered
صفت یا فعل حال استمراریfingering

عبارات و ترکیب‌ها

index finger

انگشت اشاره

cross fingers

نگاه کردن با انگشتان بسته‌شده

finger painting

نقاشی با انگشت

trigger finger

انگشت ماشه

fingertip

سر انگشت

pinkie finger

انگشت کوچک

middle finger

انگشت میانی

little finger

انگشت کوچک

ring finger

انگشت حلقه

finger print

اثر انگشت

green fingers

انگشتان سبز

finger tip

سر انگشت

finger ring

انگشتری

finger joint

مفصل انگشت

finger out

بیرون آوردن انگشت

finger food

غذاهای کوچک

third finger

سومین انگشت

first finger

اولین انگشت

finger nail

ناخن انگشت

finger mark

علامت انگشت

have sticky fingers

دستمالی بودن

جملات نمونه

for a moment their fingers touched.

برای لحظه‌ای انگشتانشان به هم برخورد کرد.

fingers numb with cold

انگشتان بی‌حس از سرما

finger a man as the killer

او مرد را به عنوان قاتل معرفی کرد.

stubby fingers and toes.

انگشتان و انگشتان پا کوتاه و ضخیم.

a woman fingered a lute.

یک زن یک عود را نوازش کرد.

you shut your finger in the door.

شما انگشت خود را در در گرفتید.

a sticky-fingered con artist.

یک کلاهبردار دزد.

point an accusing finger at a person

اشاره متهمانه به شخص

My fingers feel dead.

انگشتانم بی‌حس احساس می‌شوند.

shut one's finger in the door

انگشت خود را در در گرفتن

finger a piece of cloth

پارچه ای را لمس کرد.

The docks finger out into the water.

اسکله‌ها به سمت آب گسترش می‌یابند.

نمونه‌های واقعی

Sirius held up his fingers and began ticking off names.

سیرius انگشتان خود را بالا برد و شروع به شمردن نام ها کرد.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

Sometimes people just lift a finger and that's enough.

گاهی اوقات مردم فقط یک انگشت بالا می آورند و همین کافی است.

منبع: Learn listening with Lucy.

Yes. I hope it pans out. Cross your fingers, Lily.

بله. امیدوارم خوب پیش برود. انگشتان خود را برای Lily دعا کنید.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

The fingers are flexed at the interphalangeal joints and can't abduct or adduct.

انگشتان در مفاصل بین انگشتی خم شده اند و نمی توانند از مفاصل خارج شوند یا به هم نزدیک شوند.

منبع: Osmosis - Nerve

So I can't do that. And I can't finger you.

پس نمی توانم آن را انجام دهم. و نمی توانم شما را لمس کنم.

منبع: Euphoria

Because you got your finger on the pulse.

چون شما انگشت خود را روی نبض دارید.

منبع: The Ellen Show

And you might want to lower the middle finger.

و شاید بخواهید انگشت میانی را پایین بیاورید.

منبع: Desperate Housewives Season 5

Just put your fingers all over my...

فقط انگشتان خود را روی...

منبع: Modern Family - Season 02

You know you broke your finger, right?

می دانی که انگشتت را شکسته ای، درسته؟

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Zombie finger, zombie finger, where are you?

انگشت زامبی، انگشت زامبی، کجایی؟

منبع: Wow English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید