bookie

[ایالات متحده]/'bʊkɪ/
[بریتانیا]/'bʊki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که شرط می‌بندد و پرداخت می‌کند، به‌ویژه در مسابقات اسب‌دوانی.
Word Forms
جمعbookies

جملات نمونه

the bookies are taking bets on his possible successor.

شرط‌بندها در حال شرط‌بندی روی جانشین احتمالی او هستند.

United have emerged as the bookies' clear favourite.

منچستریونایتد به عنوان گزینه اصلی شرط‌بندان ظاهر شده‌اند.

the bookies only squealed because we beat them.

شرط‌بندان فقط به این دلیل دادند که ما آنها را شکست دادیم.

bookies try to depress the favourite's official starting price by last-minute shenanigans.

شرط‌بندان تلاش می‌کنند با حقه بازی‌های لحظه آخری، قیمت اولیه رسمی مورد علاقه را کاهش دهند.

He learned to bet on stoopball, paddleball, and checkers, which he played with other local kids, and with adults who went by nicknames such as Bitter Irving, Bookie, and Nervous Phil.

او یاد گرفت که روی توپ‌های خمیده، توپ‌های دست و شطرنج شرط بندی کند، که با بچه‌های محلی دیگر و با بزرگسالانی که نام مستعاری مانند ایوینگ تلخ، شرط‌بند و فیلی عصبی داشتند بازی می‌کرد.

The bookie took bets on the horse races.

شرط‌بند روی مسابقات اسب‌سواری شرط گرفت.

I placed a bet with the bookie on the football game.

من با شرط‌بند روی بازی فوتبال شرط‌بندی کردم.

The bookie set the odds for the boxing match.

شرط‌بند شانس مسابقه بوکس را تعیین کرد.

The bookie collects money from people placing bets.

شرط‌بند پول را از افرادی که شرط‌بندی می‌کنند جمع‌آوری می‌کند.

The bookie calculates the payouts for the winners.

شرط‌بند پرداخت‌ها را برای برندگان محاسبه می‌کند.

The bookie operates illegally in some areas.

شرط‌بند در برخی مناطق به طور غیرقانونی فعالیت می‌کند.

The bookie was arrested for running an illegal gambling operation.

شرط‌بند به دلیل اداره یک فعالیت قمار غیرقانونی دستگیر شد.

The bookie offered odds on various sports events.

شرط‌بند شانس برای رویدادهای ورزشی مختلف ارائه کرد.

The bookie keeps track of all the bets placed.

شرط‌بند پیگیری می‌کند که چه شرط‌هایی بسته شده است.

The bookie made a lot of money during the World Cup.

شرط‌بند در طول جام جهانی پول زیادی به دست آورد.

نمونه‌های واقعی

A-all right, it's my bookie. He's set up offshore.

خوب، این کارگزاری من است. او در خارج از کشور مستقر شده است.

منبع: Billions Season 1

She enjoyed complimentary gambling junkets to Las Vegas and kept a local bookie on speed dial.

او از سفر های شرط بندی رایگان به لاس وگاس لذت برد و یک کارگزاری محلی را در لیست تماس خود داشت.

منبع: Reader's Digest Anthology

Boris Johnson is the bookies' favourite, but not Europe's.

بوریس جانسون مورد علاقه کارگزاری ها است، اما نه اروپا.

منبع: The Economist (Summary)

A bookie is a person who takes bets from gamblers. This is often an illegal activity.

کارگزاری فردی است که از قماربازان شرط می گیرد. این اغلب یک فعالیت غیرقانونی است.

منبع: VOA Special April 2019 Collection

I don't know whether her last bet paid off-I didn't ask her bookie when I met her at Ilse's funeral.

نمی دانم آیا شرط آخر او نتیجه بخش بوده است یا نه - وقتی در مراسم خاکسپاری ایلزه با او ملاقات کردم از کارگزاری او نپرسیدم.

منبع: Reader's Digest Anthology

Can you guess what the police sometimes do to illegal bookies and those who get caught cooking the books?

می توانید حدس بزنید که پلیس گاهی اوقات با کارگزاری های غیرقانونی و کسانی که در حال دستکاری کتاب ها دیده می شوند چه می کنند؟

منبع: VOA Special April 2019 Collection

People who are employed to book performers are sometimes called bookers. You do not want to confuse them with bookies.

افرادی که برای استخدام هنرمندان استخدام می شوند گاهی اوقات به آنها کتاب کننده می گویند. شما نمی خواهید آنها را با کارگزاری ها اشتباه بگیرید.

منبع: VOA Special April 2019 Collection

No one would bother the bookie if he did as he was told.

هیچ کس مزاحم کارگزاری نمی شد اگر طبق گفته ها عمل می کرد.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 1)

It wasn't us. It was his bookie.

ما نبودیم. کارگزاری او بود.

منبع: "LIE TO ME"

Making your bookie pay for tea at the Carlyle.

اجبار کارگزاری به پرداخت هزینه چای در کارلایل.

منبع: Cat and Mouse Game Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید