| زمان گذشته | boomeranged |
| قسمت سوم فعل | boomeranged |
| شکل سوم شخص مفرد | boomerangs |
| صفت یا فعل حال استمراری | boomeranging |
| جمع | boomerangs |
misleading consumers about quality will eventually boomerang on a car-maker.
فریب دادن مصرفکنندگان در مورد کیفیت، در نهایت به ضرر سازنده خودرو خواهد بود.
His plan to reduce the number of workers boomeranged on him.
برنامهاش برای کاهش تعداد کارگران به ضرر خودش برگشت.
The visitor can ponder over the boomerangs used by aborigines at the time of Cook.
بازدید کننده می تواند در موردboomerang هایی که توسط بومیان در زمان کاک استفاده می شد فکر کند.
She threw the boomerang and watched it return.
او بوومرنگ را پرتاب کرد و تماشا کرد که برمیگردد.
The boomerang came back to him unexpectedly.
بوومرنگ به طور غیرمنتظره به او بازگشت.
He demonstrated how to throw a boomerang properly.
او نحوه پرتاب صحیح بوومرنگ را نشان داد.
The boomerang whizzed through the air before circling back.
بوومرنگ قبل از چرخیدن به عقب، با سرعت در هوا حرکت کرد.
She caught the boomerang skillfully as it looped back around.
او به طور ماهرانه بوومرنگ را گرفت در حالی که به دور خود حلقه میزد.
The boomerang is a traditional tool used by Australian Aboriginals.
بوومرنگ یک ابزار سنتی است که توسط بومیان استرالیا استفاده میشود.
He carved intricate designs onto his boomerang.
او طرحهای پیچیده را روی بوومرنگ خود حکاکی کرد.
The boomerang is designed to return to the thrower.
بوومرنگ طوری طراحی شده است که به پرتاب کننده بازگردد.
Kids enjoy playing with boomerangs in the park.
کودکان از بازی با بوومرنگ در پارک لذت میبرند.
The boomerang flew in a perfect arc before coming back.
بوومرنگ قبل از بازگشت، با یک قوس کاملاً زیبا در هوا پرواز کرد.
When one astronaut threw a boomerang inside the International Space Station, it returned to him.
وقتی یک فضانورد یک boomerang را داخل ایستگاه فضایی بینالمللی پرتاب کرد، به سمت او بازگشت.
منبع: Smart Life EncyclopediaOh, how did I know that was gonna boomerang back on me?
اوه، چطور فهمیدم که دوباره به سمت من باز خواهد گشت؟
منبع: Modern Family Season 9Once again, the Bludger swerved like a boomerang and shot at Harry's head.
باز هم، بلجر مانند یک boomerang منحرف شد و به سمت سر هری شلیک کرد.
منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of SecretsWe cannot have a boomerang. We cannot have something where we have to shut down again.
ما نمی توانیم یک boomerang داشته باشیم. ما نمی توانیم چیزی داشته باشیم که مجبور شویم دوباره خاموش کنیم.
منبع: PBS Interview Social SeriesSince childhood, I was obsessed with anything that could fly really from boomerangs and paper airplanes.
از دوران کودکی، من به هر چیزی که می تواند پرواز کند، به ویژه boomerang و هواپیماهای کاغذی، علاقه مند بودم.
منبع: CNN 10 Student English December 2022 CollectionCould you theoretically kick a ball hard enough to make it boomerang all the way around back to you?
آیا می توانید از نظر تئوری یک توپ را به اندازه کافی محکم لگد بزنید تا به سمت شما بازگردد؟
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesIt looked like one big fat boomerang, very strange-looking prototype aircraft.
شکلش مانند یک boomerang بزرگ و چاق بود، یک هواپیمای آزمایشی بسیار عجیب.
منبع: Financial Times PodcastWhat do you call a boomerang that doesn't come back?
چه اسمي براي boomerang اي كه برنميگرده ميذاريد؟
منبع: The Good Wife Season 5It’s called … it looks like a boomerang.
به آن می گویند ... شبیه یک boomerang است.
منبع: Pop cultureThat is when the boomerang of kindness hits you back.
در آن زمان است که boomerang مهربانی به شما باز می گردد.
منبع: Complete English Speech Collectionmisleading consumers about quality will eventually boomerang on a car-maker.
فریب دادن مصرفکنندگان در مورد کیفیت، در نهایت به ضرر سازنده خودرو خواهد بود.
His plan to reduce the number of workers boomeranged on him.
برنامهاش برای کاهش تعداد کارگران به ضرر خودش برگشت.
The visitor can ponder over the boomerangs used by aborigines at the time of Cook.
بازدید کننده می تواند در موردboomerang هایی که توسط بومیان در زمان کاک استفاده می شد فکر کند.
She threw the boomerang and watched it return.
او بوومرنگ را پرتاب کرد و تماشا کرد که برمیگردد.
The boomerang came back to him unexpectedly.
بوومرنگ به طور غیرمنتظره به او بازگشت.
He demonstrated how to throw a boomerang properly.
او نحوه پرتاب صحیح بوومرنگ را نشان داد.
The boomerang whizzed through the air before circling back.
بوومرنگ قبل از چرخیدن به عقب، با سرعت در هوا حرکت کرد.
She caught the boomerang skillfully as it looped back around.
او به طور ماهرانه بوومرنگ را گرفت در حالی که به دور خود حلقه میزد.
The boomerang is a traditional tool used by Australian Aboriginals.
بوومرنگ یک ابزار سنتی است که توسط بومیان استرالیا استفاده میشود.
He carved intricate designs onto his boomerang.
او طرحهای پیچیده را روی بوومرنگ خود حکاکی کرد.
The boomerang is designed to return to the thrower.
بوومرنگ طوری طراحی شده است که به پرتاب کننده بازگردد.
Kids enjoy playing with boomerangs in the park.
کودکان از بازی با بوومرنگ در پارک لذت میبرند.
The boomerang flew in a perfect arc before coming back.
بوومرنگ قبل از بازگشت، با یک قوس کاملاً زیبا در هوا پرواز کرد.
When one astronaut threw a boomerang inside the International Space Station, it returned to him.
وقتی یک فضانورد یک boomerang را داخل ایستگاه فضایی بینالمللی پرتاب کرد، به سمت او بازگشت.
منبع: Smart Life EncyclopediaOh, how did I know that was gonna boomerang back on me?
اوه، چطور فهمیدم که دوباره به سمت من باز خواهد گشت؟
منبع: Modern Family Season 9Once again, the Bludger swerved like a boomerang and shot at Harry's head.
باز هم، بلجر مانند یک boomerang منحرف شد و به سمت سر هری شلیک کرد.
منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of SecretsWe cannot have a boomerang. We cannot have something where we have to shut down again.
ما نمی توانیم یک boomerang داشته باشیم. ما نمی توانیم چیزی داشته باشیم که مجبور شویم دوباره خاموش کنیم.
منبع: PBS Interview Social SeriesSince childhood, I was obsessed with anything that could fly really from boomerangs and paper airplanes.
از دوران کودکی، من به هر چیزی که می تواند پرواز کند، به ویژه boomerang و هواپیماهای کاغذی، علاقه مند بودم.
منبع: CNN 10 Student English December 2022 CollectionCould you theoretically kick a ball hard enough to make it boomerang all the way around back to you?
آیا می توانید از نظر تئوری یک توپ را به اندازه کافی محکم لگد بزنید تا به سمت شما بازگردد؟
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesIt looked like one big fat boomerang, very strange-looking prototype aircraft.
شکلش مانند یک boomerang بزرگ و چاق بود، یک هواپیمای آزمایشی بسیار عجیب.
منبع: Financial Times PodcastWhat do you call a boomerang that doesn't come back?
چه اسمي براي boomerang اي كه برنميگرده ميذاريد؟
منبع: The Good Wife Season 5It’s called … it looks like a boomerang.
به آن می گویند ... شبیه یک boomerang است.
منبع: Pop cultureThat is when the boomerang of kindness hits you back.
در آن زمان است که boomerang مهربانی به شما باز می گردد.
منبع: Complete English Speech Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید