boors

[ایالات متحده]/bʊərz/
[بریتانیا]/bʊrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد بی‌ادب یا بی‌احساس؛ افراد بی‌فرهنگ؛ کشاورزان؛ افراد روستایی

عبارات و ترکیب‌ها

common boors

boorهای متداول

offensive boor

boor توهین‌آمیز

rude boors

boorهای بی‌ادب

social boor

boor اجتماعی

جملات نمونه

some boors lack basic manners in social situations.

برخی از افراد بی‌ادب فاقد آداب و رسوم اساسی در موقعیت‌های اجتماعی هستند.

it's frustrating to deal with boors at the party.

سر و کله رفتن با افراد بی‌ادب در مهمانی خسته کننده است.

boors often interrupt others when they speak.

افراد بی‌ادب اغلب زمانی که دیگران صحبت می‌کنند، آن‌ها را قطع می‌کنند.

we should avoid boors if we want a pleasant evening.

اگر می‌خواهیم یک شب دلپذیر داشته باشیم، باید از افراد بی‌ادب دوری کنیم.

his behavior was so boorish that it embarrassed everyone.

رفتار او آنقدر بی‌ادبانه بود که باعث شرمساری همه شد.

boors tend to be loud and disruptive in public places.

افراد بی‌ادب معمولاً در مکان‌های عمومی بلند و آزاردهنده هستند.

she couldn't stand the boors at the restaurant.

او نمی‌توانست افراد بی‌ادب در رستوران را تحمل کند.

it's hard to enjoy a concert with boors around.

با وجود افراد بی‌ادب، از تماشای کنسرت لذت بردن سخت است.

boors often think they can say anything without consequence.

افراد بی‌ادب اغلب فکر می‌کنند می‌توانند بدون هیچ عواقبی هر چیزی بگویند.

we need to educate boors about proper etiquette.

ما باید افراد بی‌ادب را در مورد آداب و رسوم مناسب آموزش دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید