boyish

[ایالات متحده]/'bɒɪɪʃ/
[بریتانیا]/'bɔɪɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پسرانه؛ با نشاط یا غیر بالغ به روشی جذاب (پسرانه؛ با نشاط یا غیر بالغ به روشی جذاب)

عبارات و ترکیب‌ها

boyish charm

جاذبه پسرانه

boyish haircut

مدل موی پسرانه

boyish grin

لبخند پسرانه

boyish enthusiasm

اشتیاق پسرانه

جملات نمونه

an impression of boyish insouciance.

یک حس بی‌خیالی پسرانه

she looked boyish and defiant.

او پسرانه و مغرور به نظر می رسید.

the smile lent his face a boyish charm.

لبخند چهره او را با جذابیت پسرانه تزئین کرد.

her hair was cut short in a boyish shag.

موهایش به صورت یک مدل پسرانه کوتاه شده بود.

This girl likes to have her hair cut in a boyish style.

این دختر دوست دارد موهایش را به سبک پسرانه کوتاه کند.

trying to hide the boyish enthusiasm bubbling up inside him

سعی کرد شور و شوق پسرانه ای که از درونش فوران می کرد را پنهان کند

His classic boyish looks seemed to proclaim his good humour and openness.

ظاهر پسرانه و کلاسیک او به نظر می رسید که خوش اخلاقی و صمیمیت او را اعلام می کند.

نمونه‌های واقعی

Cute, kind of boyish... pretty normal really.

بسیار بامزه، کمی پسرانه... در واقع خیلی هم معمول.

منبع: The Best Mom

He gave his boyish conspiratorial smile.

او لبخند پسرانه و توطئه آمیز خود را نشان داد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

Other ways of describing people, you can describe them as masculine or feminine, boyish, manly, girly, womanly.

سایر روش‌های توصیف مردم، می‌توانید آن‌ها را مردانه یا زنانه، پسرانه، مردانه، دخترانه یا زنانه توصیف کنید.

منبع: English With Lucy (Bilingual Experience)

That book, with his boyish writing, can be seen today in one of the Boston libraries.

آن کتاب، با نثر پسرانه او، امروزه در یکی از کتابخانه‌های بوستون قابل مشاهده است.

منبع: American Elementary School English 6

" Sansa" ! The boyish shout rang across the yard; Joffrey had seen her. " Sansa, here" !

" سانسا"! فریاد پسرانه در حیاط طنین‌انداز شد؛ جوفری او را دیده بود. " سانسا، اینجا!"

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

A light boyish step, and a gay tune in a high key, betokened a visit from Grandfer Cantle.

یک قدم پسرانه و سبک، و یک آهنگ شاد در گام بالا، نشان دهنده بازدید از پدربزرگ کانتل بود.

منبع: Returning Home

And you know what? Maybe that's what attracted you to me in the first place… my boyish charm.

و می‌دانید چی؟ شاید همین چیزی بود که در وهله اول شما را به من جذب کرد... جذابیت پسرانه من.

منبع: Modern Family - Season 10

Jo quite glowed with pleasure at this boyish praise of her sister, and stored it up to repeat to Meg.

جو از این تعریف پسرانه خواهرش بسیار خوشحال شد و آن را برای تکرار به مگ ذخیره کرد.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

Young Renauld remained silent, his boyish face sullen and overcast.

رنالد جوان ساکت ماند، چهره پسرانه اش گرفته و ابری بود.

منبع: Murder at the golf course

It was a boyish, handsome face, nut-brown like her own.

چهره ای پسرانه، خوش تیپ، به رنگ پوست گردو مانند خودش بود.

منبع: Son of Mount Tai (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید