braise

[ایالات متحده]/breɪz/
[بریتانیا]/breɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرخ کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbraises
قسمت سوم فعلbraised
زمان گذشتهbraised
صفت یا فعل حال استمراریbraising

عبارات و ترکیب‌ها

Traditional braising method

روش آب‌پز سنتی

Braising enhances flavors

آب‌پز باعث تقویت طعم‌ها می‌شود

جملات نمونه

fruit juice; meat braised in its own juices.

آب میوه؛ گوشت بریان شده در آب خودش.

They are snails in garlic butter, guinea hen under glass with wild rice, braised endive, heart of palm salad, and croquembouche.

آنها حلزون در کره سیر، مرغ گینه ای زیر شیشه با برنج وحشی، آندیو بریان شده، سالاد قلب نخل و کروکنبوش هستند.

But she never showed it.It's very easy to satisfy her.Just a braised pork rice with egg would make her so happy.She is very badtempered when designing.

اما او هرگز آن را نشان نداد. خیلی آسان است که او را راضی کرد. فقط یک وعده غذایی برنج با گوشت خوک بریان شده و تخم مرغ او را خیلی خوشحال می کند. او هنگام طراحی بسیار بد خلق است.

3. They are snails in garlic butter, guinea hen under glass with wild rice, braised endive, heart of palm salad, and croquembouche.

3. آنها حلزون در کره سیر، مرغ گینه ای زیر شیشه با برنج وحشی، آندیو بریان شده، سالاد قلب نخل و کروکنبوش هستند.

Roast meats, blue cheeses as Bleu de Causse, mixed salads (foie gras), a gardianne beef stew, braised beef, jugged game, barbecued meat, chocolate desserts, etc.

گوشت کبابی، پنیرهای آبی مانند بلو دو کاز، سالادهای مخلوط (کبد گوساله)، خوراک گوشت گاردین، گوشت کبابی، بازی پخته شده، گوشت باربکیو، دسرهای شکلاتی و غیره.

I love to braise short ribs in red wine.

من عاشق بریانی دنده کوتاه در شراب قرمز هستم.

She decided to braise the pork shoulder for dinner.

او تصمیم گرفت گوشت خوک را برای شام بریان کند.

Braised chicken with vegetables is a popular dish in Chinese cuisine.

مرغ بریان شده با سبزیجات یک غذای محبوب در آشپزی چینی است.

The chef braise the beef in a rich broth.

سرآشپز گوشت را در یک آبگوشت غنی بریان کرد.

Braising is a cooking technique that involves searing meat before slow cooking it in liquid.

بریانی یک تکنیک پخت است که شامل سرخ کردن گوشت قبل از پخت آهسته آن در مایع است.

I like to braise lamb shanks with rosemary and garlic.

من دوست دارم دنده گوسفند را با رزماری و سیر بریان کنم.

The recipe calls for braising the pork chops in apple cider.

دستور العمل نیاز دارد که دنده های گوشت خوک را در آب سیب بریان کنید.

Braised tofu with mushrooms is a vegetarian-friendly dish.

توفو بریان شده با قارچ یک غذای مناسب گیاه خواران است.

He learned how to braise beef from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه گوشت را از مادربزرگش بریان کند.

The braise pork belly was tender and flavorful.

شکم خوک بریان شده ترد و خوش طعم بود.

نمونه‌های واقعی

Okay, do you know how sad it makes me to know that you only braised it to boink me?

می‌دانید که این موضوع باعث چه غم و اندوهی برای من می‌شود وقتی می‌فهمم که فقط برای برانگیختن من آن را تفت داده‌اید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

Lynette? -I'm in. -I'll make braised lamb shanks. -I'm still in.

لینت؟ - من هستم. - من ساق‌های بره تفت داده شده درست خواهم کرد. - من هنوز هم هستم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

Braised yellow croaker with soybean and sour bamboo shoot has an authentic Guangxi flavor.

ماهی زرد کبابی تفت داده شده با سویا و غزال بامبو ترش طعم اصیل گوانگسی دارد.

منبع: A Bite of China Season 1

Next up, I'm making braised red cabbage with a difference.

بعد، من سرخ‌کاهوی قرمز تفت داده شده با تفاوت را درست می‌کنم.

منبع: Gourmet Base

So right, to get started with braised chicken rice, you'll need… chicken.

پس درست است، برای شروع پختن برنج با مرغ تفت داده شده، به ... مرغ نیاز دارید.

منبع: New Year dishes

That looks like it needs braising.

به نظر می‌رسد که به تفت دادن نیاز دارد.

منبع: Gourmet Base

Now it's time to make my cream cheese and braised cabbage conglomeration.

حالا وقتشه که مخلوط پنیر خامه‌ای و سرخ‌کاهوی تفت داده شده من رو درست کنم.

منبع: Gourmet Base

So next up I'm making braised cabbage. It needs a lot of time.

پس بعد، من سرخ‌کاهوی تفت داده شده درست می‌کنم. به زمان زیادی نیاز دارد.

منبع: Gourmet Base

The traditional way to cook bighead carp is to braise it with chilies, ginger and spring onions.

روش سنتی پختن ماهی بزرگ سر، تفت دادن آن با فلفل، زنجبیل و پیازچه است.

منبع: BBC documentary "Chinese New Year"

I think the braised red cabbage is quite a nice touch.

فکر می‌کنم سرخ‌کاهوی قرمز تفت داده شده یک افزودنی بسیار خوب است.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید