brand-new

[ایالات متحده]/brændˈnjuː/
[بریتانیا]/brændˈnuː/

ترجمه

adj. کاملاً جدید؛ هرگز استفاده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

brand-new car

ماشین کاملاً جدید

brand-new phone

گوشی کاملاً جدید

brand-new house

خانه کاملاً جدید

brand-new clothes

لباس کاملاً جدید

brand-new start

شروع کاملاً جدید

brand-new idea

ایده کاملاً جدید

brand-new look

ظاهر کاملاً جدید

brand-new version

نسخه کاملاً جدید

brand-new technology

فناوری کاملاً جدید

brand-new system

سیستم کاملاً جدید

جملات نمونه

i'm so excited to drive my brand-new car this weekend.

من خیلی هیجان‌زده‌ام که آخر هفته ماشین جدیدم را برانم.

she bought a brand-new laptop for school.

او یک لپ‌تاپ جدید برای مدرسه خرید.

the bakery is selling brand-new sourdough bread.

نان‌سرا نان سوخاری تازه می‌فروشد.

he installed a brand-new security system in his house.

او یک سیستم امنیتی جدید در خانه‌اش نصب کرد.

they released a brand-new album last month.

آنها ماه گذشته یک آلبوم جدید منتشر کردند.

we just moved into a brand-new apartment downtown.

ما به تازگی به یک آپارتمان جدید در مرکز شهر نقل مکان کرده‌ایم.

the company launched a brand-new product line.

شرکت یک خط تولید محصول جدید را عرضه کرد.

she's wearing a brand-new dress for the party.

او یک لباس جدید برای مهمانی پوشیده است.

he's using a brand-new software for his work.

او از یک نرم‌افزار جدید برای کار خود استفاده می‌کند.

the restaurant has a brand-new menu this season.

رستوران امسال منوی جدیدی دارد.

they built a brand-new bridge across the river.

آنها یک پل جدید در عرض رودخانه ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید