novel

[ایالات متحده]/ˈnɒvl/
[بریتانیا]/ˈnɑːvl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نوآورانه; غیرمعمول
n. یک داستان تخیلی طولانی نوشته شده
Word Forms
جمعnovels

عبارات و ترکیب‌ها

a bestselling novel

یک رمان پرفروش

a gripping novel

یک رمان جذاب

a well-written novel

یک رمان خوش نوشته

historical novel

رمان تاریخی

gothic novel

رمان گوتیک

river novel

رمان رودخانه ای

saga novel

رمان شاخه نامه

full-length novel

رمان بلند

جملات نمونه

It's a novel idea.

یک ایدهٔ جدید است.

This is a novel of intrigue.

این یک رمان پر از رمز و راز است.

the novel's disjunctive detail.

جزئیات گسسته رمان

the novel's fictive universe.

جهان خیالی رمان

the novel was aptly subtitled.

رمان به درستی با زیرنویس همراه بود.

a novel with a social theme

رمانی با مضمون اجتماعی

the novels of Dickens

رمان‌های دیکنز

script a novel into a movie

یک رمان را به فیلم تبدیل کنید.

arrange a novel for the stage

یک نمایشنامه برای صحنه تنظیم کنید.

a novel in three parts.

رمانی در سه بخش.

a novel of unusual power.

رمانی با قدرت غیرمعمول.

a novel of great depth.

رمانی با عمق زیاد.

The novel is worth reading.

این رمان ارزش خواندن دارد.

This is an adaptation of a novel for the scenario.

این اقتباسی از یک رمان برای طرح است.

This novel is first-rate.

این رمان درجه یک است.

a novel written in the first person.

رمانی که به صورت اول شخص نوشته شده است.

a novel set in an alternate universe.

یک رمان که در یک جهان جایگزین اتفاق می‌افتد.

this novel is written in the dialect of Trinidad.

این رمان به لهجه ترینیداد نوشته شده است.

نمونه‌های واقعی

It is one of my favorite novels.

این یکی از رمان‌های مورد علاقه من است.

منبع: Pronunciation: Basic Course in American English Pronunciation

The astronomer in charge had a novel idea.

رصدگر مسئول یک ایده نوآورانه داشت.

منبع: Audio version of Trump's weekly television addresses (2017-2018 collection)

He fineshed a thick novel within three days.

او یک رمان ضخیم را در عرض سه روز به پایان رساند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

He won sudden fame with his first novel.

او با اولین رمان خود به شهرت ناگهانی رسید.

منبع: New Concept English Vocabulary Book 3 for Speaking

Then I started to learn how to read novels.

سپس من شروع به یادگیری خواندن رمان کردم.

منبع: Idol speaks English fluently.

It's just super novel, and kind of unusual.

فقط خیلی جدید و تا حدودی غیرمعمول است.

منبع: Bill Gates on Reading

I've only recently discovered how brilliant graphic novels are.

من اخیراً متوجه شده ام که رمان های مصور چقدر باهوش هستند.

منبع: Idol speaks English fluently.

The Fountainhead is an unusual novel for many reasons.

منبع تفکر به دلایل زیادی یک رمان غیرمعمول است.

منبع: VOA Special May 2019 Collection

I bought the novel the day after its issue.

من رمان را روز بعد از انتشار آن خریداری کردم.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

They also really liked the Herman Melville novel Moby Dick.

آنها همچنین واقعاً رمان موبی دیک اثر هرمن ملویل را دوست داشتند.

منبع: Listening Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید