brasserie

[ایالات متحده]/'bræsərɪ/
[بریتانیا]/ˌbræsə'ri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رستورانی که عمدتاً آبجو سرو می‌کند.
Word Forms

جملات نمونه

the brasserie attracts discerning customers.

رستوران برای مشتریان با سلیقه جذاب است.

Let's meet at the brasserie for lunch.

بیایید برای ناهار در براسری ملاقات کنیم.

The brasserie serves delicious French cuisine.

براسری غذاهای فرانسوی خوشمزه سرو می‌کند.

I enjoy the cozy atmosphere of a brasserie.

من از فضای دنج یک براسری لذت می‌برم.

The brasserie is known for its selection of fine wines.

براسری به دلیل انتخاب نوشیدنی‌های خوبش مشهور است.

We often gather at the brasserie after work.

ما اغلب بعد از کار در براسری جمع می‌شویم.

The brasserie offers a variety of seafood dishes.

براسری انواع غذاهای دریایی را ارائه می‌دهد.

She had a romantic dinner at the brasserie with her partner.

او با شریک زندگی‌اش شام رمانتیک در براسری خورد.

The brasserie has a charming outdoor seating area.

براسری دارای یک فضای نشیمن فضای باز جذاب است.

I ordered a croque monsieur at the brasserie.

من یک کروکه مونسو در براسری سفارش دادم.

The brasserie is a popular spot for brunch on weekends.

براسری یک مکان محبوب برای صرف صبحانه آخر هفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید