briefcases

[ایالات متحده]/brɪfˈkeɪsɪz/
[بریتانیا]/brefˈkeɪˌsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیف ساخته شده از چرم یا ماده دیگر، که برای حمل اسناد و کاغذها استفاده می‌شود، معمولاً توسط یک تاجر یا حرفه‌ای حمل می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

briefcases stacked

کیف‌های چیده شده

open briefcases

کیف‌های باز

many briefcases

کیف‌های زیاد

grab briefcases

گرفتن کیف‌ها

close briefcases

بستن کیف‌ها

black briefcases

کیف‌های سیاه

red briefcases

کیف‌های قرمز

carry briefcases

حمل کیف‌ها

place briefcases

قرار دادن کیف‌ها

new briefcases

کیف‌های جدید

جملات نمونه

she carries two briefcases to work every day.

او هر روز دو کیف دستی برای کار با خود حمل می‌کند.

they organized the documents in their briefcases.

آنها اسناد را در کیف‌های دستی خود مرتب کردند.

his briefcases are always neatly arranged.

کیف‌های دستی او همیشه مرتب چیده شده‌اند.

she bought a new set of briefcases for her business trip.

او یک مجموعه جدید کیف دستی برای سفر کاری خود خرید.

he forgot his briefcases in the taxi.

او کیف‌های دستی خود را در تاکسی جا گذاشت.

they were filled with important files and briefcases.

آنها با فایل‌های مهم و کیف‌های دستی پر شده بودند.

the briefcases were lined up by the entrance.

کیف‌های دستی در کنار ورودی مرتب شده بودند.

she prefers leather briefcases for their durability.

او کیف‌های دستی چرمی را به دلیل دوامشان ترجیح می‌دهد.

he always carries his laptop in one of his briefcases.

او همیشه لپ‌تاپ خود را در یکی از کیف‌های دستی خود حمل می‌کند.

the briefcases were too heavy to carry.

کیف‌های دستی خیلی سنگین بودند که بتوان آنها را حمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید