briefer

[ایالات متحده]/ˈbriːfər/
[بریتانیا]/ˈbrɪfər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که یک بیانیه یا ارائه کوتاه می‌کند.
adj. کوتاه‌تر از حد معمول؛ مختصر.

عبارات و ترکیب‌ها

give a briefer

ارائه مختصر

briefer meeting

جلسه مختصر

prepare briefer

تهیه خلاصه

need a briefer

نیاز به خلاصه

request briefer

درخواست خلاصه

short briefer

خلاصه کوتاه

more briefer

خلاصه بیشتر

briefer report

گزارش خلاصه

use briefer

استفاده از خلاصه

جملات نمونه

she gave a briefer explanation of the project.

او توضیح مختخارتری در مورد پروژه ارائه کرد.

can you provide a briefer summary of the report?

آیا می توانید خلاصه ای مختصر از گزارش ارائه دهید؟

his presentation was briefer than i expected.

ارائه او از آنچه انتظار داشتم کوتاهتر بود.

we need a briefer version of this document.

ما به یک نسخه مختصرتر از این سند نیاز داریم.

the briefer the meeting, the better for everyone.

هرچه جلسه کوتاهتر باشد، برای همه بهتر است.

she prefers briefer conversations over long discussions.

او ترجیح می دهد گفتگوهای کوتاهتر را به بحث های طولانی ترجیح دهد.

his response was briefer than usual.

پاسخ او از معمول کوتاهتر بود.

they requested a briefer outline of the agenda.

آنها درخواست کردند که طرح کلی دستور کار مختصر باشد.

a briefer introduction would help keep the audience engaged.

یک مقدمه مختصر به حفظ توجه مخاطبان کمک می کند.

she wrote a briefer article for the magazine.

او یک مقاله کوتاهتر برای مجله نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید