| جمع | abridgers |
skilled abridger
کسانی که مهارت دارند در کوتاه کردن
an abridger's work
کار کسی که متن را کوتاه میکند
becoming an abridger
شدن به یک کسی که متن را کوتاه میکند
the abridger edited
کسی که متن را کوتاه کرد
experienced abridger
کسانی که تجربه دارند در کوتاه کردن
a good abridger
یک کس خوب در کوتاه کردن
abridger's guide
راهنمای کسی که متن را کوتاه میکند
the abridger chose
کسی که انتخاب کرد
being an abridger
بودن یک کسی که متن را کوتاه میکند
future abridger
کسی که در آینده متن را کوتاه خواهد کرد
the abridger skillfully condensed the lengthy novel for younger readers.
کاهن با مهارت داستان طولانی را برای خوانندگان جوان کوتاه کرد.
she worked as an abridger, reducing complex legal documents to simpler terms.
او به عنوان یک کاهن کار کرد و اسناد حقوقی پیچیده را به عبارات ساده تبدیل کرد.
the publisher hired an experienced abridger to shorten the textbook.
ناشر یک کاهن با تجربه را استخدام کرد تا کتاب درسی را کوتاه کند.
he is a talented abridger with a knack for retaining key information.
او یک کاهن مهارتمند است که میتواند اطلاعات کلیدی را حفظ کند.
the abridger carefully selected passages to include in the summary.
کاهن با دقت فصلهایی را انتخاب کرد که در خلاصه قرار گیرد.
the abridger’s goal was to make the classic accessible to a wider audience.
هدف کاهن این بود که اثر کلاسیک را برای یک جمهور گستردهتر قابل دسترس کند.
a skilled abridger can maintain the story's essence while reducing length.
یک کاهن ماهر میتواند در حال کوتاه کردن داستان، جوهر آن را حفظ کند.
the abridger used a clear and concise writing style.
کاهن از سبک نگارشی واضح و مختصر استفاده کرد.
the project required a meticulous abridger with strong editing skills.
این پروژه نیاز به یک کاهن دقیق با مهارتهای ویرایشی قوی داشت.
the abridger’s version proved popular with students studying for exams.
نسخه کاهن با دانشآموزانی که برای امتحان میخواندند، محبوب شد.
as an abridger, she focused on clarity and brevity.
به عنوان یک کاهن، او روی واضح بودن و مختصر بودن تمرکز کرد.
skilled abridger
کسانی که مهارت دارند در کوتاه کردن
an abridger's work
کار کسی که متن را کوتاه میکند
becoming an abridger
شدن به یک کسی که متن را کوتاه میکند
the abridger edited
کسی که متن را کوتاه کرد
experienced abridger
کسانی که تجربه دارند در کوتاه کردن
a good abridger
یک کس خوب در کوتاه کردن
abridger's guide
راهنمای کسی که متن را کوتاه میکند
the abridger chose
کسی که انتخاب کرد
being an abridger
بودن یک کسی که متن را کوتاه میکند
future abridger
کسی که در آینده متن را کوتاه خواهد کرد
the abridger skillfully condensed the lengthy novel for younger readers.
کاهن با مهارت داستان طولانی را برای خوانندگان جوان کوتاه کرد.
she worked as an abridger, reducing complex legal documents to simpler terms.
او به عنوان یک کاهن کار کرد و اسناد حقوقی پیچیده را به عبارات ساده تبدیل کرد.
the publisher hired an experienced abridger to shorten the textbook.
ناشر یک کاهن با تجربه را استخدام کرد تا کتاب درسی را کوتاه کند.
he is a talented abridger with a knack for retaining key information.
او یک کاهن مهارتمند است که میتواند اطلاعات کلیدی را حفظ کند.
the abridger carefully selected passages to include in the summary.
کاهن با دقت فصلهایی را انتخاب کرد که در خلاصه قرار گیرد.
the abridger’s goal was to make the classic accessible to a wider audience.
هدف کاهن این بود که اثر کلاسیک را برای یک جمهور گستردهتر قابل دسترس کند.
a skilled abridger can maintain the story's essence while reducing length.
یک کاهن ماهر میتواند در حال کوتاه کردن داستان، جوهر آن را حفظ کند.
the abridger used a clear and concise writing style.
کاهن از سبک نگارشی واضح و مختصر استفاده کرد.
the project required a meticulous abridger with strong editing skills.
این پروژه نیاز به یک کاهن دقیق با مهارتهای ویرایشی قوی داشت.
the abridger’s version proved popular with students studying for exams.
نسخه کاهن با دانشآموزانی که برای امتحان میخواندند، محبوب شد.
as an abridger, she focused on clarity and brevity.
به عنوان یک کاهن، او روی واضح بودن و مختصر بودن تمرکز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید