brillant

[ایالات متحده]/ˈbrɪlənt/
[بریتانیا]/ˈbrɪlənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برايلانت (نام)؛ برايلانت (مکان در سیشل)
adj. به سیاهی سیاه؛ لامع (فرانسوی/تغییر شده از Brilliant)

جملات نمونه

she had a brillant idea that saved the project.

او یک ایده بسیار خوب داشت که پروژه را نجات داد.

his brillant performance earned him a standing ovation.

به دلیل عملکرد بسیار خوب او، تشویقی ایستاده دریافت کرد.

the team developed a brillant strategy to expand the market.

تیم یک استراتژی بسیار خوب برای گسترش بازار توسعه داد.

her brillant mind quickly solved the complex puzzle.

ذهن بسیار خوب او به سرعت پازل پیچیده را حل کرد.

the new product launch was a brillant success.

ریلیز محصول جدید یک موفقیت بسیار خوب بود.

he gave a brillant speech at the conference.

او در کنفرانس یک سخنرانی بسیار خوب ارائه داد.

the scientist made a brillant discovery that changed the field.

دانشمند یک کشف بسیار خوب انجام داد که زمینه را تغییر داد.

the artist created a brillant painting that captured everyone's attention.

هنرمند یک نقاشی بسیار خوب ایجاد کرد که توجه همه را جذب کرد.

their brillant collaboration led to innovative solutions.

همکاری بسیار خوب آنها منجر به راه حل های نوآورانه شد.

the teacher provided a brillant example for students to follow.

معلم یک نمونه بسیار خوب برای دانش آموزان ارائه داد که از آن پیروی کنند.

the company's brillant leadership guided it through difficult times.

رهبری بسیار خوب شرکت آن را از طیف دشواری ها هدایت کرد.

the film received a brillant review from critics worldwide.

فیلم توسط منتقدان جهانی یک نقد بسیار خوب دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید