sparkling

[ایالات متحده]/ˈspɑ:klɪŋ/
[بریتانیا]/'spɑrklɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درخشان; زنده و باهوش
adv. به شیوه‌ای زنده و باهوش
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsparkling
جمعsparklings

عبارات و ترکیب‌ها

sparkling water

آب گازدار

sparkling wine

شراب گازدار

sparkling eyes

چشم‌های درخشان

sparkling diamonds

الماس‌های درخشان

sparkling personality

شخصیت درخشان

جملات نمونه

Sunlight was sparkling the waves.

نور خورشید روی امواج می‌درخشید.

His eyes were sparkling with happiness.

چشمانش از خوشحالی می‌درخشیدند.

Try some of this sparkling white wine—the poor man’s champagne.

چند جرعه از این شراب سفید گازدار را امتحان کنید - شامپاین فقرا.

A galaxy of twinkling stars matched the thousands of sparkling city lights.

یک کهکشان از ستارگان چشمک‌زن با هزاران چراغ شهر درخشان مطابقت داشت.

The young workers brought forth some sparkling new suggestions for improving our product.

کارگران جوان پیشنهادهای جدید و درخشانی برای بهبود محصول ما ارائه کردند.

After 25 years, the curtain has finally gone down on his sparkling career.

پس از 25 سال، پرده به طور نهایی بر روی دوران حرفه درخشان او افتاده است.

Other sparkling wines are often considered the poor relations of champagne.

سایر شراب های گازدار اغلب به عنوان اقوام فقیر شامپاین در نظر گرفته می شوند.

frost sparkling on the pavement), andglitter, a similar succession of even greater intensity (

یخ و برف روی پیاده رو)، و درخشش، یک دنباله مشابه با شدت حتی بیشتر (

glittering mirrors). Toglisten is to shine with a sparkling luster:

آینه های درخشان). درخشان کردن به معنای درخشش با جلوه ای براق است:

he liked to see the boat sparkling clean before each charter.

او دوست داشت قبل از هر اجاره قایق را کاملاً تمیز و درخشان ببیند.

She seemed quite far gone, even though she’d only had two glasses of sparkling wine.

او به نظر می‌رسید که خیلی دور رفته است، اگرچه فقط دو لیوان شراب گازدار نوشیده بود.

Although man has the ability to befoul your clean face,you can still congeal with your pure heart,sparkling marvellously.

اگرچه انسان توانایی آلوده کردن چهره تمیز شما را دارد، شما هنوز هم می‌توانید با قلب خالص خود، به طرز شگفت‌انگیزی درخشان باشید.

Somehow, you spired my burried passion, sparkling the fire of love again.

به نحوی، شما الهام‌بخش اشتیاق مدفون من شدید و آتش عشق را دوباره روشن کردید.

Freestone is somehow pervious for the light, setting off the sparkling visual effect of brightness by contrast with the lamplight.

سنگ نرم به نحوی برای نور نفوذپذیر است و با تضاد با نور چراغ، جلوه بصری درخشان را ایجاد می کند.

Canny Jack picked up a few sparkling pieces;but the Laird of the Black Airt stuffed his pockets, and was crushed by the trees as they returned.

کانِ دیوانه جک چند تکه درخشان را برداشت؛ اما لرد بلک آرت جیب‌های خود را پر کرد و در حالی که آنها باز می‌گشتند، زیر درخت‌ها خرد شد.

A sparkling, shimmering body powder in a handy brush format! Simply shake and sweep the brush over your skin to leave you laced with golden, shimmering, pearlised colour.

یک پودر بدن درخشان و براق در یک فرمت برس جادویی! به سادگی آن را تکان دهید و برس را روی پوست خود بکشید تا با رنگ طلایی، براق و مرواریددار تزئین شوید.

With dashing brows, sparkling eyes and a few white hairs in the sideburns, he looks very handsome just like a pulchritudinous film star.

با ابروهای جذاب، چشمان درخشان و چند تار موی سفید در سبیلش، او بسیار جذاب به نظر می‌رسد، درست مثل یک ستاره فیلم زیبا.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید