brinjal

[ایالات متحده]/brɪnˈdʒæl/
[بریتانیا]/briŋˈdʒɑːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بادمجان، به ویژه نوعی که پوست بنفش تیره و گوشت سفیدی دارد.
Word Forms
جمعbrinjals

عبارات و ترکیب‌ها

brinjal dish

غوطه‌کباب

roast brinjals

کباب برنجال

fried brinjal

برنجال سرخ شده

brinjal salad

سالاد برنجال

add brinjals

اضافه کردن برنجال

brinjal soup

سوپ برنجال

brinjal curry

کاري برنجال

pickled brinjals

برنجال ترشی

brinjal stir-fry

ته‌دیگ برنجال

جملات نمونه

brinjal is a popular vegetable in many cuisines.

بادنجان یک سبزیجات محبوب در بسیاری از غذاها است.

we can make a delicious brinjal curry for dinner.

ما می توانیم یک غذای خوشمزه با بادنجان برای شام درست کنیم.

brinjal can be grilled or roasted for a smoky flavor.

بادنجان را می توان گریل یا برشته کرد تا طعم دودی داشته باشد.

some people enjoy brinjal in salads for added texture.

برخی افراد از خوردن بادنجان در سالادها برای افزودن بافت بیشتر لذت می برند.

brinjal is rich in antioxidants and good for health.

بادنجان سرشار از آنتی اکسیدان است و برای سلامتی مفید است.

in india, brinjal is often used in traditional dishes.

در هند، بادنجان اغلب در غذاهای سنتی استفاده می شود.

you can stuff brinjal with spices and bake it.

می توانید بادنجان را با ادویه ها پر کرده و آن را بپزید.

brinjal can be sliced and fried for a crispy snack.

می توانید بادنجان را برش داده و سرخ کنید تا یک میان وعده ترد داشته باشید.

in mediterranean cuisine, brinjal is often used in ratatouille.

در آشپزی مدیترانه ای، بادنجان اغلب در راتاتوی استفاده می شود.

brinjal is sometimes called eggplant in other regions.

بادنجان گاهی اوقات در مناطق دیگر به نام بادنجان خوانده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید