brinkmanships

[ایالات متحده]/brɪŋkmənʃɪps/
[بریتانیا]/bɹɪŋkˈmænʃɪps/

ترجمه

n. سیاستی که به طور عمدی یک وضعیت خطرناک یا افراطی ایجاد می‌کند تا کسی را مجبور به مذاکره کند.

عبارات و ترکیب‌ها

brinkmanship tactics

تاکتیک های دق‌دنده

brinkmanship game

بازی دق‌دنده

show brinkmanship

نشان دادن دق‌دنده

brinkmanship risks

خطرات دق‌دنده

brinkmanship diplomacy

دیپلماسی دق‌دنده

brinkmanships fail

شکست های دق‌دنده

brinkmanships art

هنر دق‌دنده

brinkmanship test

آزمایش دق‌دنده

جملات نمونه

the two countries engaged in brinkmanships during the negotiations.

دو کشور در طول مذاکرات درگیر بازی خطرناک شدند.

brinkmanships can lead to dangerous escalations in conflicts.

بازی خطرناک می تواند منجر به تشدید خطرناک درگیری ها شود.

political leaders often resort to brinkmanships to gain leverage.

رهبران سیاسی اغلب به بازی خطرناک پناه می برند تا اهرم فشار به دست آورند.

brinkmanships are a risky game that can backfire.

بازی خطرناک یک بازی پرخطر است که می تواند به ضرر آنها تمام شود.

in international relations, brinkmanships can destabilize regions.

در روابط بین‌الملل، بازی خطرناک می‌تواند مناطق را بی‌ثبات کند.

he used brinkmanships to negotiate a better deal.

او از بازی خطرناک برای مذاکره در مورد یک معامله بهتر استفاده کرد.

brinkmanships often create uncertainty in the markets.

بازی خطرناک اغلب عدم قطعیت را در بازارها ایجاد می کند.

experts warn that brinkmanships can lead to unintended consequences.

متخصصان هشدار می دهند که بازی خطرناک می تواند منجر به عواقب ناخواسته شود.

brinkmanships require careful calculation of risks and rewards.

بازی خطرناک نیاز به محاسبه دقیق خطرات و پاداش ها دارد.

in the game of brinkmanships, one wrong move can be costly.

در بازی خطرناک، یک اشتباه کوچک می تواند پرهزینه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید