brioche

[ایالات متحده]/brɪˈoːʃ/
[بریتانیا]/bree-osh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نانی غنی و شیرین که با تخم‌مرغ و کره تهیه می‌شود.
Word Forms
جمعbrioches

عبارات و ترکیب‌ها

brioche bread

نان بریوش

brioche rolls

نان‌های بریوش

warm brioche

بریوش گرم

brioche toast

نان تست بریوش

brioche bun

گوشت نان بریوش

baked brioche

بریوش پخته شده

brioche dough

خمیر بریوش

sliced brioche

بریوش برش خورده

butter brioche

بریوش کره ای

brioche pastry

شیرینی بریوش

جملات نمونه

she baked a delicious brioche for breakfast.

او یک بریوش خوشمزه برای صبحانه پخت.

the brioche was soft and buttery.

بریوش نرم و خامه‌ای بود.

he enjoyed his brioche with a cup of coffee.

او از خوردن بریوشش با یک فنجان قهوه لذت برد.

we served brioche at the brunch party.

ما بریوش را در مهمانی صبحانه سرو کردیم.

she learned how to make brioche from her grandmother.

او یاد گرفت که بریوش را از مادربزرگش درست کند.

brioche can be used for making french toast.

می‌توان از بریوش برای تهیه نان تست فرانسوی استفاده کرد.

the bakery specializes in fresh brioche every morning.

آن نانوایی هر روز صبح در تهیه بریوش تازه تخصص دارد.

they filled the brioche with chocolate cream.

آنها بریوش را با کرم شکلاتی پر کردند.

she prefers brioche over regular bread.

او بریوش را بیشتر از نان معمولی ترجیح می‌دهد.

we toasted the brioche for extra flavor.

ما بریوش را برای طعم بیشتر تست کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید