butter

[ایالات متحده]/ˈbʌtə(r)/
[بریتانیا]/ˈbʌtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کره را پخش کردن روی
n. کره; خامه
Word Forms
جمعbutters
شکل سوم شخص مفردbutters
قسمت سوم فعلbuttered
صفت یا فعل حال استمراریbuttering
زمان گذشتهbuttered

عبارات و ترکیب‌ها

melted butter

کره آب شده

buttery taste

طعم کره ای

spreadable butter

کره قابل پخش

butter knife

چاقوی کره

unsalted butter

کره بدون نمک

peanut butter

کره بادام زمینی

bread and butter

نان و کره

shea butter

کره شی

cocoa butter

کره کاکائو

butter up

چرب کردن

butter cream

کره خامه‌ای

butter oil

روغن کره

جملات نمونه

There's no butter left.

دیگه کره ای باقی نمونده است.

Add the butter last.

اضافه کردن کره در آخر

spread butter on bread

کره را روی نان بمالید.

There is a knob of butter on the table.

یک تکه کره روی میز است.

spread butter on bread (=spread bread with butter)

کره را روی نان بمالید (=نان را با کره بمالید)

the bread and butter of non-League soccer.

نخ و نوای فوتبال غیر لیگ.

add a knob of butter or margarine.

یک تکه کره یا مارگارین اضافه کنید.

it was so hot that the butter ran.

خیلی گرم بود که کره آب شد.

Butter liquefies in heat.

کره در گرما مایع می شود.

run butter; run gold.

کره را آب کنید؛ طلا را آب کنید.

The butter is melting in the heat.

کره در گرما در حال آب شدن است.

Butter oils when heated.

کره در اثر حرارت روغن می شود.

chunky peanut butter

کره بادام زمینی با تکه های بزرگ

They scrimped on butter as best as they could.

آنها تا جایی که می توانستند در مصرف کره صرفه جویی کردند.

نمونه‌های واقعی

There was also a butter dish, with several pieces of butter covered with cracked ice.

همچنین یک ظرف کره وجود داشت که حاوی چند تکه کره بود که با یخ خرد شده پوشانده شده بود.

منبع: The Trumpet Swan

You know you can put herbs in there, chilli in there, spiced truffles, flavoured butters.

می‌دانید که می‌توانید گیاهان معطر، فلفل، نوعی ترافل معطر و کره طعم‌دار در آنجا قرار دهید.

منبع: Jamie Oliver's Healthy Brunch

Butter to butter is no relish.

کره به کره خوشایند نیست.

منبع: Pronunciation: Basic Course in American English Pronunciation

Or making sure we have peanut butter.

یا مطمئن شدن از داشتن کره بادام زمینی.

منبع: Mom Season 1

" Curly is taking both butter and honey" .

منبع: Peter Pan

Just put the apple butter away, boy.

فقط کره سیب را کنار بگذار، پسر.

منبع: "Green Book" Original Soundtrack

I'm going to pick peanut butter and honey.

من می‌خواهم کره بادام زمینی و عسل را انتخاب کنم.

منبع: Idol speaks English fluently.

I am a chunky peanut butter all the way.

من یک کره بادام زمینی غلیظ هستم.

منبع: Idol speaks English fluently.

Personally, I think they use too much butter.

از نظر من، آنها از کره زیادی استفاده می‌کنند.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

More, more, you need to mix the butter well.

بیشتر، بیشتر، شما باید کره را خوب مخلوط کنید.

منبع: Blue little koala

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید