broad-mindedness

[ایالات متحده]/[ˈbrɒdˈmaɪndɪdnəs]/
[بریتانیا]/[ˈbrɒdˈmaɪndɪdnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی پذیرش و احترام قائل شدن برای نظرات، باورها و رفتارهای مختلف؛ تحمل دیدگاه‌های متفاوت؛ دیدگاهی آزادمنشانه یا بردباری.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

broad-mindedness encouraged

تشویق به دیدگاه باز

show broad-mindedness

نشان دادن دیدگاه باز

with broad-mindedness

با دیدگاه باز

promoting broad-mindedness

ترویج دیدگاه باز

lack broad-mindedness

نبود دیدگاه باز

demonstrates broad-mindedness

نشان‌دهنده دیدگاه باز است

rewarding broad-mindedness

پاداش دادن به دیدگاه باز

value broad-mindedness

ارزش قائل شدن برای دیدگاه باز

embracing broad-mindedness

پذیرش دیدگاه باز

fostering broad-mindedness

پرورش دیدگاه باز

جملات نمونه

her broad-mindedness allowed her to accept different perspectives.

گستردگی فکری او به او اجازه داد دیدگاه‌های مختلف را بپذیرد.

we need employees with broad-mindedness to navigate diverse teams.

ما به کارمندانی با دیدگاه‌های گسترده برای هدایت تیم‌های متنوع نیاز داریم.

a broad-minded approach is essential for successful cross-cultural communication.

یک رویکرد با دیدگاه‌های گسترده برای برقراری ارتباط بین فرهنگی موفق ضروری است.

the company values broad-mindedness and encourages diverse opinions.

شرکت به دیدگاه‌های گسترده ارزش می‌دهد و تشویق به ارائه نظرات متنوع می‌کند.

he demonstrated broad-mindedness by listening to all sides of the argument.

او با گوش دادن به همه جوانب استدلال، دیدگاه‌های گسترده خود را نشان داد.

cultivating broad-mindedness is key to personal and professional growth.

پرورش دیدگاه‌های گسترده کلید رشد شخصی و حرفه‌ای است.

she showed broad-mindedness in her willingness to try new things.

او با تمایل خود به امتحان کردن چیزهای جدید، دیدگاه‌های گسترده خود را نشان داد.

the professor fostered broad-mindedness in his students through open discussions.

این پروفسور با برگزاری بحث‌های آزاد، دیدگاه‌های گسترده را در دانشجویان خود پرورش داد.

broad-mindedness is crucial for resolving conflicts peacefully.

دیدگاه‌های گسترده برای حل صلح آمیز اختلافات بسیار مهم است.

he appreciated her broad-mindedness and tolerance for different viewpoints.

او از دیدگاه‌های گسترده و تحمل او نسبت به دیدگاه‌های مختلف قدردانی کرد.

the leader's broad-mindedness helped the team overcome challenges.

دیدگاه‌های گسترده رهبر به تیم کمک کرد تا بر چالش‌ها غلبه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید