brokering

[ایالات متحده]/ˈbrəʊkərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbrōkərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل به عنوان واسطه در مذاکرات یا معاملات، معمولاً در ازای هزینه؛ تسهیل یا ترتیب دادن یک معامله یا توافق بین طرفین.

عبارات و ترکیب‌ها

brokering peace

میانجی‌گری صلح

brokering deals

میانجی‌گری معاملات

brokering services

میانجی‌گری خدمات

brokering access

میانجی‌گری دسترسی

brokering information

میانجی‌گری اطلاعات

brokering change

میانجی‌گری تغییر

brokering partnerships

میانجی‌گری مشارکت‌ها

brokering trust

میانجی‌گری اعتماد

brokering success

میانجی‌گری موفقیت

brokering growth

میانجی‌گری رشد

جملات نمونه

he is brokering a deal between two companies.

او در حال میانجیگری یک معامله بین دو شرکت است.

the broker is specializing in brokering real estate transactions.

کارگزار در زمینه میانجیگری معاملات املاک و مستغلات تخصص دارد.

she was brokering negotiations for a new contract.

او در حال میانجیگری مذاکرات برای یک قرارداد جدید بود.

they are brokering peace talks in the region.

آنها در حال میانجیگری مذاکرات صلح در منطقه هستند.

the agency is brokering partnerships between startups and investors.

این آژانس در حال میانجیگری مشارکت بین استارت‌آپ‌ها و سرمایه‌گذاران است.

he is brokering a loan agreement for the new project.

او در حال میانجیگری یک قرارداد وام برای پروژه جدید است.

she has a talent for brokering complex deals.

او استعداد خاصی در میانجیگری معاملات پیچیده دارد.

we are brokering a solution to the ongoing dispute.

ما در حال میانجیگری راه حلی برای اختلاف در جریان هستیم.

the firm is brokering a merger between two tech giants.

این شرکت در حال میانجیگری ادغام بین دو غول فناوری است.

he is skilled at brokering international agreements.

او در میانجیگری توافقات بین‌المللی مهارت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید