broodings

[ایالات متحده]/bruːdɪŋz/
[بریتانیا]/bro͞odˌiŋz/

ترجمه

n. تفکرات عمیق یا طولانی، اغلب منفی یا نگران کننده. ; عمل جوجه‌کشی تخم‌مرغ‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

dark broodings

تفکرات تاریک

quiet broodings

تفکرات آرام

deep broodings

تفکرات عمیق

silent broodings

تفکرات خاموش

personal broodings

تفکرات شخصی

intense broodings

تفکرات شدید

profound broodings

تفکرات عمیق و ژرف

wistful broodings

تفکرات دلتنگ

melancholic broodings

تفکرات مالیخولیایی

reflective broodings

تفکرات تأملی

جملات نمونه

her broodings about the future kept her awake at night.

نگاه کردن او به آینده باعث می‌شد شب‌ها بیدار بماند.

his broodings often led to creative breakthroughs.

نگاه کردن‌های او اغلب منجر به پیشرفت‌های خلاقانه می‌شد.

after hours of broodings, she finally found a solution.

پس از ساعت‌ها فکر کردن، او بالاخره راه حلی پیدا کرد.

broodings can sometimes lead to unnecessary stress.

نگاه کردن کردن گاهی اوقات می‌تواند منجر به استرس غیرضروری شود.

he expressed his broodings through his artwork.

او نگرانی‌های خود را از طریق آثار هنری خود بیان کرد.

her broodings about past mistakes haunted her.

نگاه کردن او به اشتباهات گذشته او را آزار می‌داد.

broodings over lost opportunities can be counterproductive.

نگاه کردن به فرصت‌های از دست رفته می‌تواند غیرسازنده باشد.

he often retreats into broodings when faced with challenges.

او اغلب در مواجهه با چالش‌ها به درون خود پناه می‌برد.

her broodings turned into a source of inspiration.

نگاه کردن‌های او به منبع الهام تبدیل شد.

broodings can be a sign of deep reflection.

نگاه کردن کردن می‌تواند نشانه‌ای از تفکر عمیق باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید