dismissal

[ایالات متحده]/dɪsˈmɪsl/
[بریتانیا]/dɪsˈmɪsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خاتمه استخدام؛ اخراج؛ برکناری از یک موقعیت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

unfair dismissal

فسخ غیرمنصفانه

جملات نمونه

To be insubordinate is to invite dismissal from a corporation.

برای نافرمانی کردن این است که از شرکت اخراج شوید.

the dismissal of thirty civil servants for dishonesty and misconduct.

برکناری سی کارمند مدنی به دلیل عدم صداقت و سوء رفتار.

the casual manner of his dismissal still rankles.

رفتار غیررسمی او در هنگام اخراج هنوز هم آزاردهنده است.

The dispute was touched off by the dismissal of a workman for insubordination.

اختلاف از طریق اخراج یک کارگر به دلیل نافرمانی آغاز شد.

The dismissal of five workmen caused a strike.

اخراج پنج کارگر باعث اعتصاب شد.

Drunkenness at work was sufficient grounds for instant dismissal.

نوشیدن الکل در محل کار دلیل کافی برای اخراج فوری بود.

He recriminated against his employers for dismissal.

او به دلیل اخراج با کارفرمایان خود بهانه‌گیری کرد.

argued for dismissal of the case; argued against an immediate counterattack.

برای رد شدن پرونده استدلال کرد؛ علیه یک ضد حمله فوری استدلال کرد.

After the dismissal of the cook we had to make our meals ourselves.

پس از اخراج سرآشپز، مجبور شدیم خودمان غذا درست کنیم.

نمونه‌های واقعی

On Wednesday, Trump wrote about Lauer's dismissal on Twitter.

در روز چهارشنبه، ترامپ در مورد اخراج لاور در توییتر نوشت.

منبع: VOA Special November 2017 Collection

Announcing the dismissals, General Zapateiro promised zero tolerance for sexual abuse in the ranks.

در اعلام این اخراج‌ها، ژنرال زاپاتیرو قول داد که نسبت به سوء استفاده جنسی در صفوف هیچ گونه چشم پوشی وجود نخواهد داشت.

منبع: BBC Listening Collection July 2020

The first time came within days of Comey's dismissal in May of last year.

اولین بار در چند روز پس از اخراج کامی در ماه می سال گذشته رخ داد.

منبع: PBS English News

There were a lot of eyebrows raised at the news of the financial minister's dismissal.

با خبر شدن از اخراج وزیر مالیه، بسیاری از افراد تعجب کردند.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Your honor, we request dismissal of juror 15.

جنابعالی، ما درخواست دیگردی از هیئت منصفه شماره 15 را می کنیم.

منبع: Modern Family - Season 07

Approach them on their own terms and avoid sweeping dismissals or saying, " you're wrong" ! .

با شرایط خود به آنها نزدیک شوید و از اخراج گسترده یا گفتن "شما اشتباه می کنید" خودداری کنید!.

منبع: 6 Minute English

Sama did not comment on White's dismissal or the alleged payment offer extended to him.

ساما در مورد اخراج وایت یا پیشنهاد پرداخت ادعایی که به او ارائه شده بود، اظهار نظری نکرد.

منبع: Time

I think we can expect them to refile this complaint. They may also appeal this dismissal.

فکر می کنم می توانیم انتظار داشته باشیم که آنها این شکایت را مجدداً ثبت کنند. آنها همچنین ممکن است به این اخراج اعتراض کنند.

منبع: NPR News July 2021 Compilation

Yet mediocrity is no longer enough to justify a dismissal.

با این حال، посредственность دیگر برای توجیه اخراج کافی نیست.

منبع: 2022 Graduate School Entrance Examination English Reading Actual Questions

Our dismissal was quiet and unpronounced.

اخراج ما آرام و بدون اعلام بود.

منبع: CNN 10 Student English February 2023 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید