magic broomsticks
چوبدستیهای جادویی
flying broomsticks
چوبدستیهای پرنده
broomsticks race
مسابقه چوبدستی
broomsticks ride
سوار شدن بر چوبدستی
broomsticks club
باشگاه چوبدستی
broomsticks shop
فروشگاه چوبدستی
broomsticks flight
پرواز چوبدستی
broomsticks tournament
تورنمنت چوبدستی
broomsticks adventure
ماجراجویی چوبدستی
broomsticks training
آموزش چوبدستی
they flew through the sky on their broomsticks.
آنها با سمتهای خود در آسمان پرواز کردند.
the children decorated their broomsticks for halloween.
کودکان سمتهای خود را برای هالووین تزئین کردند.
in the movie, witches ride broomsticks to travel.
در فیلم، جادوگران برای سفر با سمتها سوار میشوند.
she used broomsticks to sweep the floor.
او از سمتها برای تمیز کردن کف استفاده کرد.
they played a game of tag while pretending to ride broomsticks.
آنها در حالی که وانمود میکردند سوار سمت میشوند، بازی برچسب بازی کردند.
he crafted beautiful broomsticks from natural materials.
او سمتهای زیبا از مواد طبیعی ساخت.
during the festival, there was a parade of broomsticks.
در طول جشنواره، یک رژه از سمتها وجود داشت.
her collection of broomsticks was impressive.
مجموعه سمتهای او چشمگیر بود.
they raced on broomsticks to see who was the fastest.
آنها با سمتها مسابقه دادند تا ببینند چه کسی سریعتر است.
broomsticks are often associated with halloween and witches.
سمتها اغلب با هالووین و جادوگران مرتبط هستند.
magic broomsticks
چوبدستیهای جادویی
flying broomsticks
چوبدستیهای پرنده
broomsticks race
مسابقه چوبدستی
broomsticks ride
سوار شدن بر چوبدستی
broomsticks club
باشگاه چوبدستی
broomsticks shop
فروشگاه چوبدستی
broomsticks flight
پرواز چوبدستی
broomsticks tournament
تورنمنت چوبدستی
broomsticks adventure
ماجراجویی چوبدستی
broomsticks training
آموزش چوبدستی
they flew through the sky on their broomsticks.
آنها با سمتهای خود در آسمان پرواز کردند.
the children decorated their broomsticks for halloween.
کودکان سمتهای خود را برای هالووین تزئین کردند.
in the movie, witches ride broomsticks to travel.
در فیلم، جادوگران برای سفر با سمتها سوار میشوند.
she used broomsticks to sweep the floor.
او از سمتها برای تمیز کردن کف استفاده کرد.
they played a game of tag while pretending to ride broomsticks.
آنها در حالی که وانمود میکردند سوار سمت میشوند، بازی برچسب بازی کردند.
he crafted beautiful broomsticks from natural materials.
او سمتهای زیبا از مواد طبیعی ساخت.
during the festival, there was a parade of broomsticks.
در طول جشنواره، یک رژه از سمتها وجود داشت.
her collection of broomsticks was impressive.
مجموعه سمتهای او چشمگیر بود.
they raced on broomsticks to see who was the fastest.
آنها با سمتها مسابقه دادند تا ببینند چه کسی سریعتر است.
broomsticks are often associated with halloween and witches.
سمتها اغلب با هالووین و جادوگران مرتبط هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید