broomsticks

[ایالات متحده]/bruːmˈstɪks/
[بریتانیا]/bro͞omˈstiks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جارو دسته بلند، که دارای موهای سفت برای جارو کردن است. همچنین، در داستان‌های پریان، یک چوب جادویی که جادوگران بر روی آن سوار می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

magic broomsticks

چوبدستی‌های جادویی

flying broomsticks

چوبدستی‌های پرنده

broomsticks race

مسابقه چوبدستی

broomsticks ride

سوار شدن بر چوبدستی

broomsticks club

باشگاه چوبدستی

broomsticks shop

فروشگاه چوبدستی

broomsticks flight

پرواز چوبدستی

broomsticks tournament

تورنمنت چوبدستی

broomsticks adventure

ماجراجویی چوبدستی

broomsticks training

آموزش چوبدستی

جملات نمونه

they flew through the sky on their broomsticks.

آنها با سمت‌های خود در آسمان پرواز کردند.

the children decorated their broomsticks for halloween.

کودکان سمت‌های خود را برای هالووین تزئین کردند.

in the movie, witches ride broomsticks to travel.

در فیلم، جادوگران برای سفر با سمت‌ها سوار می‌شوند.

she used broomsticks to sweep the floor.

او از سمت‌ها برای تمیز کردن کف استفاده کرد.

they played a game of tag while pretending to ride broomsticks.

آنها در حالی که وانمود می‌کردند سوار سمت می‌شوند، بازی برچسب بازی کردند.

he crafted beautiful broomsticks from natural materials.

او سمت‌های زیبا از مواد طبیعی ساخت.

during the festival, there was a parade of broomsticks.

در طول جشنواره، یک رژه از سمت‌ها وجود داشت.

her collection of broomsticks was impressive.

مجموعه سمت‌های او چشمگیر بود.

they raced on broomsticks to see who was the fastest.

آنها با سمت‌ها مسابقه دادند تا ببینند چه کسی سریعتر است.

broomsticks are often associated with halloween and witches.

سمت‌ها اغلب با هالووین و جادوگران مرتبط هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید