| جمع | wands |
magic wand
چوب جادویی
wizard's wand
معجزه گر عصا
wand of power
عصای قدرت
wander through the woods
در جنگلها سرگردان شوید
The wanderer has to sleep rough.
گردشگر مجبور است در شرایط سخت بخوابد.
please don't wander off again.
لطفاً دوباره سرگردان نشوید.
wander from proper conduct
از رفتار مناسب دور شوید
wander from the path of righteousness.
از مسیر درست منحرف شوید.
wander the forests and fields.
در جنگلها و مزارع پرسه بزنید.
Don't wander from the subject.
از موضوع دور نشوید.
vagabonds meandering through life.See Synonyms at wander
گردشیان که در حال سرگردانی در زندگی هستند. برای مترادفها به wander مراجعه کنید
outside the sweep of federal authority. See also Synonyms at wander
در خارج از دامنه اختیار فدرال. همچنین به مترادفها در wander مراجعه کنید.
Nomadic tribes wander these deserts.
قبایل کوچنشین در این صحراها سرگردانی میکنند.
feel free to wander around as you please.
در صورت تمایل آزادانه در اطراف بچرخید.
The animals are allowed to wander at will in the park.
به حیوانات اجازه داده میشود که در پارک به میل خود بچرخند.
He likes to wander over the countryside.
او دوست دارد در اطراف حومه روستا بچرخد.
Wizards usually use magic wands to perform spells.
جادوگران معمولاً از چوبدستی جادویی برای انجام جادو استفاده میکنند.
If you could wave a wand, what sort of house would you like?
اگر میتوانستید یک چوبدستی تکان دهید، چه نوع خانهای دوست دارید؟
magic wand
چوب جادویی
wizard's wand
معجزه گر عصا
wand of power
عصای قدرت
wander through the woods
در جنگلها سرگردان شوید
The wanderer has to sleep rough.
گردشگر مجبور است در شرایط سخت بخوابد.
please don't wander off again.
لطفاً دوباره سرگردان نشوید.
wander from proper conduct
از رفتار مناسب دور شوید
wander from the path of righteousness.
از مسیر درست منحرف شوید.
wander the forests and fields.
در جنگلها و مزارع پرسه بزنید.
Don't wander from the subject.
از موضوع دور نشوید.
vagabonds meandering through life.See Synonyms at wander
گردشیان که در حال سرگردانی در زندگی هستند. برای مترادفها به wander مراجعه کنید
outside the sweep of federal authority. See also Synonyms at wander
در خارج از دامنه اختیار فدرال. همچنین به مترادفها در wander مراجعه کنید.
Nomadic tribes wander these deserts.
قبایل کوچنشین در این صحراها سرگردانی میکنند.
feel free to wander around as you please.
در صورت تمایل آزادانه در اطراف بچرخید.
The animals are allowed to wander at will in the park.
به حیوانات اجازه داده میشود که در پارک به میل خود بچرخند.
He likes to wander over the countryside.
او دوست دارد در اطراف حومه روستا بچرخد.
Wizards usually use magic wands to perform spells.
جادوگران معمولاً از چوبدستی جادویی برای انجام جادو استفاده میکنند.
If you could wave a wand, what sort of house would you like?
اگر میتوانستید یک چوبدستی تکان دهید، چه نوع خانهای دوست دارید؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید