brothers and sisters
برادران و خواهران
brothers-in-arms
همرزمان
my brother
برادر من
old brothers
برادران پیر
young brothers
برادران جوان
like brothers
مثل برادرها
brother's keeper
نگهدارنده برادر
brothers together
برادران با هم
calling brothers
تماس با برادران
brother's love
عشق برادری
my brothers and i often go hiking together on weekends.
برادرهای من و من اغلب آخر هفتهها با هم به پیادهروی میرویم.
he considers his teammates his brothers on the basketball court.
او همتیمیهایش را برادرانش در زمین بسکتبال میداند.
the two brothers started a successful business together.
دو برادر یک کسب و کار موفق را با هم شروع کردند.
they've been brothers-in-arms through thick and thin.
آنها در سختی و آسانی، برادران در میدان بودهاند.
my older brother is a talented musician.
برادر بزرگتر من یک نوازنده بااستعداد است.
the brothers argued, but ultimately reconciled.
برادرها بحث کردند، اما در نهایت آشتی کردند.
he's always been a supportive brother to his sister.
او همیشه برادری پشتیبان برای خواهرش بوده است.
the brothers shared a close bond and a love for cars.
برادرها یک پیوند نزدیک و علاقه به ماشینها داشتند.
they're like brothers, always joking and teasing each other.
آنها مثل برادر هستند، همیشه شوخی و مسخره میکنند.
the brothers worked tirelessly to support their family.
برادرها بیوقفه برای حمایت از خانوادهشان کار کردند.
he felt like a brother to me after we served together.
بعد از اینکه با هم خدمت کردیم، احساس کردم مثل برادر من بود.
the brothers faced numerous challenges but remained united.
برادرها با چالشهای متعددی روبرو شدند اما متحد ماندند.
brothers and sisters
برادران و خواهران
brothers-in-arms
همرزمان
my brother
برادر من
old brothers
برادران پیر
young brothers
برادران جوان
like brothers
مثل برادرها
brother's keeper
نگهدارنده برادر
brothers together
برادران با هم
calling brothers
تماس با برادران
brother's love
عشق برادری
my brothers and i often go hiking together on weekends.
برادرهای من و من اغلب آخر هفتهها با هم به پیادهروی میرویم.
he considers his teammates his brothers on the basketball court.
او همتیمیهایش را برادرانش در زمین بسکتبال میداند.
the two brothers started a successful business together.
دو برادر یک کسب و کار موفق را با هم شروع کردند.
they've been brothers-in-arms through thick and thin.
آنها در سختی و آسانی، برادران در میدان بودهاند.
my older brother is a talented musician.
برادر بزرگتر من یک نوازنده بااستعداد است.
the brothers argued, but ultimately reconciled.
برادرها بحث کردند، اما در نهایت آشتی کردند.
he's always been a supportive brother to his sister.
او همیشه برادری پشتیبان برای خواهرش بوده است.
the brothers shared a close bond and a love for cars.
برادرها یک پیوند نزدیک و علاقه به ماشینها داشتند.
they're like brothers, always joking and teasing each other.
آنها مثل برادر هستند، همیشه شوخی و مسخره میکنند.
the brothers worked tirelessly to support their family.
برادرها بیوقفه برای حمایت از خانوادهشان کار کردند.
he felt like a brother to me after we served together.
بعد از اینکه با هم خدمت کردیم، احساس کردم مثل برادر من بود.
the brothers faced numerous challenges but remained united.
برادرها با چالشهای متعددی روبرو شدند اما متحد ماندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید