internet browsing
مرور اینترنت
web browsing
مرور وب
browse through
مرور کردن
browse through the newspaper
مرور کردن روزنامه
they reach upward to browse on bushes.
آنها به سمت بالا می رسند تا در بوته ها جستجو کنند.
to browse through some books
برای مرور کردن برخی از کتاب ها
she browsed through the newspaper.
او روزنامه را مرور کرد.
he stopped to browse around a sporting store.
او برای گشت و گذار در یک مغازه ورزشی متوقف شد.
this book is a useful browse for a new worker in the field.
این کتاب برای یک کارگر جدید در این زمینه یک مرور مفید است.
browsed through the report during lunch.
گزارش را در هنگام ناهار مرور کرد.
browsed through the record collection for items of interest.
برای یافتن موارد مورد علاقه، مجموعه ضبط را مرور کرد.
browsed the evening paper; browsing the gift shops for souvenirs.
روزنامه عصر را مرور کرد؛ در مغازه های سوغاتی برای سوغاتی گشت.
I leave large leaves of kale and escarole in the tubs constantly so they can browse on them when the salad gets eaten.
من برگ های بزرگ کلم و اسکاروله را به طور مداوم در سطل ها قرار می دهم تا زمانی که سالاد خورده شود، بتوانند روی آنها گشت و گذار کنند.
internet browsing
مرور اینترنت
web browsing
مرور وب
browse through
مرور کردن
browse through the newspaper
مرور کردن روزنامه
they reach upward to browse on bushes.
آنها به سمت بالا می رسند تا در بوته ها جستجو کنند.
to browse through some books
برای مرور کردن برخی از کتاب ها
she browsed through the newspaper.
او روزنامه را مرور کرد.
he stopped to browse around a sporting store.
او برای گشت و گذار در یک مغازه ورزشی متوقف شد.
this book is a useful browse for a new worker in the field.
این کتاب برای یک کارگر جدید در این زمینه یک مرور مفید است.
browsed through the report during lunch.
گزارش را در هنگام ناهار مرور کرد.
browsed through the record collection for items of interest.
برای یافتن موارد مورد علاقه، مجموعه ضبط را مرور کرد.
browsed the evening paper; browsing the gift shops for souvenirs.
روزنامه عصر را مرور کرد؛ در مغازه های سوغاتی برای سوغاتی گشت.
I leave large leaves of kale and escarole in the tubs constantly so they can browse on them when the salad gets eaten.
من برگ های بزرگ کلم و اسکاروله را به طور مداوم در سطل ها قرار می دهم تا زمانی که سالاد خورده شود، بتوانند روی آنها گشت و گذار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید