| زمان گذشته | navigated |
| قسمت سوم فعل | navigated |
| صفت یا فعل حال استمراری | navigating |
| شکل سوم شخص مفرد | navigates |
| جمع | navigates |
they navigated by the stars.
آنها با کمک ستارگان جهت یابی کردند.
navigate a bill through Parliament
یک قانون را از طریق پارلمان هدایت کنید.
These birds navigate by the sun.
این پرندگان با استفاده از خورشید جهتیابی میکنند.
The ship was navigated by the North Star.
کشتی با کمک ستاره شمال هدایت میشد.
navigated with difficulty through the crowd.
با سختی از میان جمعیت عبور کرد.
navigate a ship to the nearest port
یک کشتی را به نزدیکترین بندر هدایت کنید.
He was the first man to navigate the Atlantic alone.
او اولین مردی بود که اقیانوس اطلس را به تنهایی هدایت کرد.
He navigated the plane through the clouds.
او هواپیما را از میان ابرها هدایت کرد.
he taught them how to navigate across the oceans.
او به آنها یاد داد که چگونه از میان اقیانوسها جهت یابی کنند.
she navigated the car safely through the traffic.
او با ایمنی خودرو را از میان ترافیک هدایت کرد.
He navigated the plane through the low cloud.
او هواپیما را از میان ابرهای کم ارتفاع هدایت کرد.
navigated the river and its inlying tributaries.
رودخانه و رودخانههای فرعی آن را هدایت کرد.
the drivers skilfully navigated a twisting and muddy course.
رانندگان با مهارت یک مسیر پیچ در پیچ و گل آلود را هدایت کردند.
Pigeons navigate less accurately when the earth’s magnetic field is disturbed.
کبوترها زمانی که میدان مغناطیسی زمین مختل میشود، کمتر دقیقتر حرکت میکنند.
Except the centralized load impressed from plane other components and airload, the plane gun bay structure is also endured the wallop of the navigate gun launching.
به جز بار متمرکز اعمال شده از سایر اجزای هواپیما و بار هوا، ساختار خلیج توپخانه هواپیما نیز ضربه پرتاب توپخانه را تحمل کرد.
they navigated by the stars.
آنها با کمک ستارگان جهت یابی کردند.
navigate a bill through Parliament
یک قانون را از طریق پارلمان هدایت کنید.
These birds navigate by the sun.
این پرندگان با استفاده از خورشید جهتیابی میکنند.
The ship was navigated by the North Star.
کشتی با کمک ستاره شمال هدایت میشد.
navigated with difficulty through the crowd.
با سختی از میان جمعیت عبور کرد.
navigate a ship to the nearest port
یک کشتی را به نزدیکترین بندر هدایت کنید.
He was the first man to navigate the Atlantic alone.
او اولین مردی بود که اقیانوس اطلس را به تنهایی هدایت کرد.
He navigated the plane through the clouds.
او هواپیما را از میان ابرها هدایت کرد.
he taught them how to navigate across the oceans.
او به آنها یاد داد که چگونه از میان اقیانوسها جهت یابی کنند.
she navigated the car safely through the traffic.
او با ایمنی خودرو را از میان ترافیک هدایت کرد.
He navigated the plane through the low cloud.
او هواپیما را از میان ابرهای کم ارتفاع هدایت کرد.
navigated the river and its inlying tributaries.
رودخانه و رودخانههای فرعی آن را هدایت کرد.
the drivers skilfully navigated a twisting and muddy course.
رانندگان با مهارت یک مسیر پیچ در پیچ و گل آلود را هدایت کردند.
Pigeons navigate less accurately when the earth’s magnetic field is disturbed.
کبوترها زمانی که میدان مغناطیسی زمین مختل میشود، کمتر دقیقتر حرکت میکنند.
Except the centralized load impressed from plane other components and airload, the plane gun bay structure is also endured the wallop of the navigate gun launching.
به جز بار متمرکز اعمال شده از سایر اجزای هواپیما و بار هوا، ساختار خلیج توپخانه هواپیما نیز ضربه پرتاب توپخانه را تحمل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید