bucketfuls

[ایالات متحده]/ˈbʌkɪtfəlz/
[بریتانیا]/ˈbʌkɪtfʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار زیادی از چیزی، معمولاً به گونه‌ای اندازه‌گیری می‌شود که گویی در سطل‌ها پر شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

bucketfuls of water

سطل‌هایی پر از آب

bucketfuls of sand

سطل‌هایی پر از شن

bucketfuls of joy

سطل‌هایی پر از شادی

bucketfuls of fun

سطل‌هایی پر از تفریح

bucketfuls of rain

سطل‌هایی پر از باران

bucketfuls of paint

سطل‌هایی پر از رنگ

bucketfuls of laughter

سطل‌هایی پر از خنده

bucketfuls of food

سطل‌هایی پر از غذا

bucketfuls of love

سطل‌هایی پر از عشق

bucketfuls of energy

سطل‌هایی پر از انرژی

جملات نمونه

she filled the car with bucketfuls of sand for the beach trip.

او ماشین را با سطل‌های پر از شن برای سفر به ساحل پر کرد.

he caught bucketfuls of fish during the weekend.

او آخر هفته ها سطل هایی ماهی گرفت.

they collected bucketfuls of rainwater for their garden.

آنها سطل هایی آب باران برای باغ خود جمع آوری کردند.

she poured bucketfuls of paint onto the canvas.

او سطل هایی رنگ را روی بوم ریخت.

the children splashed around in bucketfuls of water.

کودکان در سطل هایی آب بازی کردند.

he harvested bucketfuls of apples from the orchard.

او سطل هایی سیب را از باغ برداشت.

after the storm, there were bucketfuls of debris everywhere.

بعد از طوفان، همه جا سطل هایی زباله وجود داشت.

she laughed so hard, she cried bucketfuls of tears.

او آنقدر خندید که سطل هایی اشک ریخت.

they gathered bucketfuls of wildflowers for the wedding.

آنها سطل هایی گل های وحشی را برای عروسی جمع کردند.

the gardener watered the plants with bucketfuls of love.

باغبانی با سطل هایی عشق گیاهان را آبیاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید