cold budweiser
بیسکویت سرد
grab budweiser
بیسکویت بگیر
drink budweiser
بیسکویت بخور
budweiser on tap
بیسکویت در دسترس
budweisers tonight
بیسکویتها امروز
two budweisers
دو بیسکویت
budweiser please
لطفاً یک بیسکویت
buy budweiser
یک بیسکویت بخر
opened budweiser
بیسکویت باز شده
budweiser cans
کارتنهای بیسکویت
we grabbed a cold budweiser from the fridge after the game.
پس از بازی، یک بیسکوییت سرد از یخچال گرفتیم.
he ordered a budweiser at the bar and paid cash.
او در بار یک بیسکوییت سفارش داد و پول آن را نقد پرداخت.
budweiser on tap was cheaper than bottles tonight.
امروز بیسکوییت از طریق نازل کردن از نظر قیمت از بطریها ارزانتر بود.
she bought a six-pack of budweiser for the barbecue.
او برای گوشت گرم کردن یک بسته شش تایی بیسکوییت خرید.
budweiser beer is easy to find at most convenience stores.
بیسکوییت در بیشتر فروشگاههای اسکیوییت به راحتی قابل یافتن است.
they ran a budweiser commercial during the big match.
در طول بازی بزرگ، یک تبلیغ بیسکوییت پخش کردند.
the budweiser brand sponsors several sports events each year.
برند بیسکوییت هر ساله چندین رویداد ورزشی را تامین میکند.
we split a budweiser case between the two teams for practice.
ما یک کیسه بیسکوییت را بین دو تیم برای تمرین تقسیم کردیم.
budweiser cans were stacked high in the cooler near the register.
کارتنهای بیسکوییت در نزدیکی کیوسک در یخچال به طور عمودی قرار داده شده بودند.
he cracked open a budweiser and toasted the newlyweds.
او یک بیسکوییت باز کرد و به جوانهای ازدواج کرده تقدیم کرد.
budweiser sales spiked after the holiday weekend.
فروش بیسکوییت پس از ایام تعطیلات افزایش یافت.
she set out budweiser bottles in a bucket of ice for guests.
او برای مهمانان، لیتهای بیسکوییت را در یک سطل یخ قرار داد.
cold budweiser
بیسکویت سرد
grab budweiser
بیسکویت بگیر
drink budweiser
بیسکویت بخور
budweiser on tap
بیسکویت در دسترس
budweisers tonight
بیسکویتها امروز
two budweisers
دو بیسکویت
budweiser please
لطفاً یک بیسکویت
buy budweiser
یک بیسکویت بخر
opened budweiser
بیسکویت باز شده
budweiser cans
کارتنهای بیسکویت
we grabbed a cold budweiser from the fridge after the game.
پس از بازی، یک بیسکوییت سرد از یخچال گرفتیم.
he ordered a budweiser at the bar and paid cash.
او در بار یک بیسکوییت سفارش داد و پول آن را نقد پرداخت.
budweiser on tap was cheaper than bottles tonight.
امروز بیسکوییت از طریق نازل کردن از نظر قیمت از بطریها ارزانتر بود.
she bought a six-pack of budweiser for the barbecue.
او برای گوشت گرم کردن یک بسته شش تایی بیسکوییت خرید.
budweiser beer is easy to find at most convenience stores.
بیسکوییت در بیشتر فروشگاههای اسکیوییت به راحتی قابل یافتن است.
they ran a budweiser commercial during the big match.
در طول بازی بزرگ، یک تبلیغ بیسکوییت پخش کردند.
the budweiser brand sponsors several sports events each year.
برند بیسکوییت هر ساله چندین رویداد ورزشی را تامین میکند.
we split a budweiser case between the two teams for practice.
ما یک کیسه بیسکوییت را بین دو تیم برای تمرین تقسیم کردیم.
budweiser cans were stacked high in the cooler near the register.
کارتنهای بیسکوییت در نزدیکی کیوسک در یخچال به طور عمودی قرار داده شده بودند.
he cracked open a budweiser and toasted the newlyweds.
او یک بیسکوییت باز کرد و به جوانهای ازدواج کرده تقدیم کرد.
budweiser sales spiked after the holiday weekend.
فروش بیسکوییت پس از ایام تعطیلات افزایش یافت.
she set out budweiser bottles in a bucket of ice for guests.
او برای مهمانان، لیتهای بیسکوییت را در یک سطل یخ قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید