buoyancy

[ایالات متحده]/'bɒɪənsɪ/
[بریتانیا]/'bɔɪənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی یک شی برای شناور شدن در مایع، توانایی بازگشت از ناامیدی، اخبار بد و غیره، توانایی حفظ قیمت‌ها، شرایط کسب و کار و غیره، توانایی جهش، یک روند صعودی در بازار.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

positive buoyancy

شناوری مثبت

buoyancy aid

وسیله کمک شناور

buoyancy control

کنترل شناوری

buoyancy compensator

جبران کننده شناوری

buoyancy force

نیروی شناوری

جملات نمونه

there is renewed buoyancy in the demand for steel.

در تقاضا برای فولاد، بار دیگر افزایش قابل توجهی وجود دارد.

The buoyancy of the boat kept it afloat.

آسیب‌ناپذیری قایق آن را روی آب نگه داشت.

Swimmers rely on buoyancy to stay above water.

شناگران برای شناور ماندن روی آب به آسیب‌ناپذیری متکی هستند.

Adding air to the balloon increases its buoyancy.

اضافه کردن هوا به بالن باعث افزایش آسیب‌ناپذیری آن می‌شود.

The life jacket provides extra buoyancy for safety.

جلیقه نجات برای ایمنی، آسیب‌ناپذیری اضافی فراهم می‌کند.

Buoyancy helps objects float in water.

آسیب‌ناپذیری به شناور ماندن اجسام در آب کمک می‌کند.

Divers adjust their buoyancy to control their depth underwater.

غواصان برای کنترل عمق خود در زیر آب، آسیب‌ناپذیری خود را تنظیم می‌کنند.

The buoyancy of the helium balloon makes it rise in the air.

آسیب‌ناپذیری بالن هلیوم باعث می‌شود در هوا صعود کند.

Buoyancy is influenced by the density of the fluid.

آسیب‌ناپذیری تحت تأثیر چگالی سیال قرار دارد.

Understanding buoyancy is important in designing ships.

درک آسیب‌ناپذیری در طراحی کشتی‌ها مهم است.

The buoyancy of the swimmer's body helps them glide through the water.

آسیب‌ناپذیری بدن شناگر به آن‌ها کمک می‌کند تا در آب سر بخورند.

نمونه‌های واقعی

Manatees fart to maintain the right buoyancy in water.

مانتی‌ها برای حفظ شناوری مناسب در آب دست به گاز روده رها می‌کنند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Shella's injuries have affected her buoyancy.

آسیب‌های شلا بر شناوری او تأثیر گذاشته است.

منبع: "BBC Documentary Africa"

Their size gives them increased buoyancy and musculature to be great swimmers.

اندازه آنها باعث افزایش شناوری و عضلات آنها برای شناگران عالی می‌شود.

منبع: PBS "Nature" documentary series

You have to adjust the buoyancy and if you mess up you can sink.

شما باید شناوری را تنظیم کنید و اگر اشتباه کنید غرق خواهید شد.

منبع: CNN 10 Student English April 2020 Collection

British astronaut Tim Peake says water gives us buoyancy, which is the ability to float.

تیم پیک، فضانورد بریتانیایی می‌گوید آب به ما شناوری می‌دهد، که توانایی شناور ماندن است.

منبع: 6 Minute English

It's pretty cool. Okay. Soft bend, we find a buoyancy.

خیلی خوب است. باشه. خم شدن ملایم، ما یک شناوری پیدا می‌کنیم.

منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.

Then she had been pale and sad but there had been a buoyancy about her.

سپس او رنگ‌پریده و ناراحت بود، اما او یک شناوری داشت.

منبع: Gone with the Wind

Tiny hairs on their legs trap air bubbles and increase their buoyancy.

ریشه‌های کوچک روی پاها حباب‌های هوا را به دام می‌اندازند و شناوری آنها را افزایش می‌دهند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

The way we practise spacewalk is in water. Water gives us the neutral buoyancy that we need.

ما نحوه تمرین پیاده‌روی فضایی را در آب انجام می‌دهیم. آب به ما شناوری خنثی مورد نیاز ما را می‌دهد.

منبع: 6 Minute English

Interlace the fingertips, soften the knees, find a little buoyancy as we inhale. Reach forward, up, and back.

انگشتان را به هم گره بزنید، زانوها را نرم کنید، با دم، کمی شناوری پیدا کنید. به جلو، بالا و عقب بروید.

منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید