bushbaby

[ایالات متحده]/ˈbʊʃˌbeɪbi/
[بریتانیا]/ˈbʊʃˌbeɪbi/

ترجمه

n. پریمات شب‌زی کوچک با چشم‌های بزرگ که بومی آفریقا و ماداگاسکار است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bushbaby habitat

زیستگاه بامبی‌خرس

bushbaby species

گونه‌های بامبی‌خرس

bushbaby behavior

رفتار بامبی‌خرس

bushbaby diet

غذای بامبی‌خرس

bushbaby eyes

چشمان بامبی‌خرس

bushbaby sounds

صدای بامبی‌خرس

bushbaby agility

چابکی بامبی‌خرس

bushbaby nocturnal

بامبی‌خرس شب‌زی

bushbaby conservation

حفظ و نگهداری بامبی‌خرس

bushbaby pet

حیوان خانگی بامبی‌خرس

جملات نمونه

the bushbaby is a nocturnal primate.

سیمورنگ‌ها حیات‌شبانه دارند و نخستی‌ها هستند.

bushbabies are known for their large eyes.

سیمورنگ‌ها به دلیل داشتن چشم‌های بزرگ شناخته می‌شوند.

many people find bushbabies adorable.

بسیاری از مردم سیمورنگ‌ها را دوست‌داشتنی می‌دانند.

bushbabies communicate with loud calls.

سیمورنگ‌ها با صدای بلند با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

in the wild, bushbabies eat fruits and insects.

در طبیعت، سیمورنگ‌ها میوه‌ها و حشرات می‌خورند.

bushbabies are native to africa.

سیمورنگ‌ها بومی آفریقا هستند.

people often visit zoos to see bushbabies.

مردم اغلب برای دیدن سیمورنگ‌ها به باغ وحش می‌روند.

bushbabies have a unique way of jumping.

سیمورنگ‌ها روش پرش منحصربه‌فردی دارند.

conservation efforts are important for bushbaby habitats.

تلاش‌های حفاظتی برای زیستگاه‌های سیمورنگ‌ها مهم است.

bushbabies are often active at night.

سیمورنگ‌ها اغلب در شب فعال هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید