arboreal

[ایالات متحده]/ˈɑːbəriəl/
[بریتانیا]/arˈbɔːrēəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا زندگی در درختان.

عبارات و ترکیب‌ها

arboreal life

زندگی درختان

arboreal ecosystem

زیستگاه درختان

arboreal canopy

سقف درختان

arboreal animals

حیوانات درخت‌زی

arboreal dwelling

زیستگاه درخت

arboreal adaptations

سازگاری با زندگی درختی

arboreal locomotion

حرکت در درختان

arboreal ferns

سرخس‌های درخت‌زی

arboreal fungi

قارچ‌های درخت‌زی

جملات نمونه

the arboreal lifestyle of monkeys is fascinating.

سبک زندگی درخت‌نشینی میمون‌ها جذاب است.

many arboreal species are threatened by deforestation.

بسیاری از گونه‌های درخت‌نشین به دلیل از بین رفتن جنگل‌ها در معرض خطر قرار دارند.

arboreal animals often have adaptations for climbing.

حیوانات درخت‌نشین اغلب سازگاری‌هایی برای بالا رفتن دارند.

the arboreal habitat is rich in biodiversity.

زیستگاه درخت‌نشینان غنی از تنوع زیستی است.

some birds are highly arboreal, spending most of their lives in trees.

برخی از پرندگان به شدت درخت‌نشین هستند و بیشتر عمر خود را در درخت‌ها می‌گذرانند.

arboreal frogs are known for their vibrant colors.

قورباغه‌های درخت‌نشین به دلیل رنگ‌های زنده خود مشهور هستند.

exploring arboreal ecosystems can reveal hidden species.

کاوش در اکوسیستم‌های درخت‌نشین می‌تواند گونه‌های پنهان را آشکار کند.

arboreal mammals have unique feeding habits.

پستانداران درخت‌نشین عادات تغذیه‌ای منحصربه‌فردی دارند.

studying arboreal behavior helps us understand animal adaptations.

مطالعه رفتار درخت‌نشین به ما کمک می‌کند تا سازگاری‌های حیوانات را درک کنیم.

arboreal environments provide shelter and food for many creatures.

محیط‌های درخت‌نشین سرپناه و غذا را برای بسیاری از موجودات فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید